تبليغاتX
کامران نجف زاده خبرنگارقلبهای ما

کامران نجف‌زاده با خبرنگار ژنرال دوگل در سرزمین کانگوروها+عکس

کتاب - همزمان با انتشار چاپ چهارم کتاب و در پی درخواست بخش فارسی کتابخانه ملی استرالیا، یک نسخه از «خبرنگار ژنرال دوگل» تحویل این مرکز فرهنگی شد.

به گزارش خبرآنلاین، «خبرنگار ژنرال دوگل» سومین کتاب کامران نجف زاده که پشت صحنه برخی وقایع خبری سالهای اخیر و نکات جالبی از تجربیات وی در عرصه رسانه و ارتباطات را شامل می شود، به تازگی منتشر شده که در کمتر از دوماه با استقبالی کم نظیر مواجه شد و اکنون به چاپ چهارم رسیده است.

 

مدیر انتشارات شهرقصه با اعلام این نکته، از درخواست بخش فارسی کتابخانه ملی استرالیا خبرداد و افزود: مراحل قرارداد برای ترجمه کتاب به انگلیسی و توزیع آن در استرالیا نهایی شده و به زودی علاوه بر پاریس این کتاب در سیدنی نیز به زبان انگلیسی منتشر خواهد شد.

 

 


وی همچنین به نامه دو روزنامه نگار مشهور فرانسوی به نام های پل بالتا و جک برد اشاره کرد و گفت: آقای پل بالتا که از محبوب ترین روزنامه نگاران فرانسوی است و زمانی در نوفل لوشاتو نخستین مصاحبه های لوموند را با امام خمینی(ره) تهیه کرد قرار است برای نمایشگاه کتاب و افتتاح غرفه کتاب خبرنگارژنرال دوگل به تهران بیاید.
 

بنابراین گزارش، کتاب «خبرنگار ژنرال دوگل» شامل یادداشت‌ها و برداشت‌های شخصی نویسنده از رویدادهای مهم 10 سال اخیر و در بردارنده نکاتی از پشت صحنه حوادث مهمی است که نویسنده در آن‌ها حضور داشته است. کتاب نجف‌زاده، در 148 صفحه سرفصل‌های مختلفی دارد که از آن جمله می‌توان به «آسو دختر کردستان»، «مصاحبه با لری کینگ»، «نرگسی‌ها»، «خاطرات عاشقانه»، «تلخه نارنج»، «نامه خبرنگار ژنرال دوگل» و «چطور زنده بمانیم» اشاره کرد.

 

این کتاب با قیمت 6هزار تومان منتشر شده است.
 

ساکنان پایتخت، برای تهیه این کتاب کافیست با شماره 20- 88557016 سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و آن را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند.

+ نوشته شده در  شنبه 2 اردیبهشت1391ساعت 13:47  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) - ابنا - «کامران نجف زاده» ضمن بازدید از نمایشگاه مطبوعات ، دقایقی را مهمان غرفه خبرگزاری ابنا بود.

وی که به تازگی از لیبی بازگشته ، از اوضاع این کشور گفت: انقلابیون لیبی حرکتی رو به جلو را پیش گرفته اند که حرک آنها در کل انقلاب های منطقه تاثیرگذار خواهد بود.

نجف زاده در پاسخ به سوال خبرنگار ابنا مبنی بر شخصیت قذافی گفت: آدمها را نباید کاملا سیاه و یا سفید دید. هر انسانی از جمله قذافی ممکن است در یک سری مقاطع شخصیتی مثبتی بوده باشد و در مقاطعی منفی.

این خبرنگار جوان افزود: همین قذافی در بحث هسته ای بیشترین خیانت را به ایران کرد ، به مردم لیبی هم کم خیانت نکرد. یک آدم در این وضعیت بالا و پائین های زیادی دارد. در ضمن کشتن قذافی هم بسیار اسفناک بود.

وی در خصوص وضعیت امام موسی صدر گفت: به نظر من با استقرار دولت انتقالی می شود در این زمینه راه کارهای بیشتری پیدا کرد. به هیچ وجه مشخص نیست ایشان زنده اند یا به شهادت رسیده اند؛ اما من خیلی به زنده بودنشان امیدوارم.

نجف زاده در پایان از زحمات خبرنگاران ابنا تقدیر کرد و برای آنان آرزوی موفقیت داشت.

پایان پیام /

 

http://www.abna.ir/data.asp?lang=1&id=274825

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1390ساعت 23:31  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

کامران نجف زاده از حوزه تهران کاندیدای نمایندگی مجلس شورای اسلامی می شود.

به گزارش انتخاب به نقل از سیاست نامه، شنیده شده است که کامران نجف زاده تصمیم به کاندیداتوری مجلس گرفته است .

بنا براین گزارش در صورت ورود وی، بعید نیست که نامش به جای یکی دیگر از خبرنگاران سابق واحد مرکزی خبر که در حال حاضر نماینده مجلس است در یکی از لیست های انتخاباتی تهران قرار بگیرد.

گفتنی است نجف زاده که به تازگی از سفر لیبی به تهران بازگشته ،توانسته با تهیه گزارشهای خبری منحصر به فردی در میان خبرنگاران صداوسیما در جایگاه ویژه ای قرار بگیرد.
 
منبع :
 http://www.entekhab.ir/fa/news/47751/کامران-نجف-زاده-هم-کاندیدای-انتخابات-مجلس-می-شود
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1390ساعت 23:15  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

فرهنگسرای پایداری، کارگاه‌های آموزشی مهارت‌های رسانه‌ای را با حضور کامران نجف‌زاده برگزار می‌کند.

به گزارش خبرنگار مهر، دوره مقدماتی این کارگاه در 5 بخش آموزش فن‌بیان زیر نظر «فرزانه معصومیان» گوینده خبر رادیو، نمایش‌های کوتاه رادیویی با حضور «صادق داوری‌فر» تهیه کننده رادیو، تدوین صدا زیر نظر «مجید حسینی» تهیه کننده رادیو، خبرنگاری زیر نظر «کامران نجف زاده» گوینده و خبرنگار صداوسیما و خلاقیت با حضور «حامد جوادزاده» کارگردان تلویزیون در 8 جلسه برگزار می‌شود.

این کارگاه دارای دوره‌های پیشرفته‌ای نیز خواهد بود که در فصول بعدی اجرا خواهد شد.

بر اساس برنامه اعلام شده، کلاس‌های فن‌بیان روزهای شنبه از ساعت 15 تا 16 و 17 تا 18 برگزار می‌شود و نیز کلاس نمایش کوتاه رادیویی نیز روزهای شنبه و دوشنبه  از ساعت 15 تا 16:30 برگزار می‌شود.

همچنین کلاس‌های تدوین صدا روزهای دوشنبه از ساعت 14 تا 15:30 و 16 تا 17:30 برگزار خواهد شد.

کامران نجف زاده نیز روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه از ساعت 15 تا 16:30 برگزار می‌شود.

ثبت‌نام این کارگاه‌ها از سوی واحد آموزش فرهنگسرای پایداری واقع در خیابان پاسداران، خیابان گل نبی، خیابان شهید ناطق نوری، میدان قبا، فرهنگسرای پایداری انجام می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، دوره مقدماتی این کارگاه در 5 بخش آموزش فن‌بیان زیر نظر «فرزانه معصومیان» گوینده خبر رادیو، نمایش‌های کوتاه رادیویی با حضور «صادق داوری‌فر» تهیه کننده رادیو، تدوین صدا زیر نظر «مجید حسینی» تهیه کننده رادیو، خبرنگاری زیر نظر «کامران نجف زاده» گوینده و خبرنگار صداوسیما و خلاقیت با حضور «حامد جوادزاده» کارگردان تلویزیون در 8 جلسه برگزار می‌شود.

این کارگاه دارای دوره‌های پیشرفته‌ای نیز خواهد بود که در فصول بعدی اجرا خواهد شد.

بر اساس برنامه اعلام شده، کلاس‌های فن‌بیان روزهای شنبه از ساعت 15 تا 16 و 17 تا 18 برگزار می‌شود و نیز کلاس نمایش کوتاه رادیویی نیز روزهای شنبه و دوشنبه  از ساعت 15 تا 16:30 برگزار می‌شود.

همچنین کلاس‌های تدوین صدا روزهای دوشنبه از ساعت 14 تا 15:30 و 16 تا 17:30 برگزار خواهد شد.

کامران نجف زاده نیز روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه از ساعت 15 تا 16:30 برگزار می‌شود.

ثبت‌نام این کارگاه‌ها از سوی واحد آموزش فرهنگسرای پایداری واقع در خیابان پاسداران، خیابان گل نبی، خیابان شهید ناطق نوری، میدان قبا، فرهنگسرای پایداری انجام می‌شود.

 

منبع : http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1500062

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1390ساعت 23:14  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

ساعت ۱۶

۱۴ آبان ماه ۱۳۹۰

دانشگـاه اصفهــــــان

کامران نجف زاده در جمع دانشجویان

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آبان1390ساعت 8:0  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

نجف‌زاده در گفت‌وگو با فارس
کار رسانه‌ای در لیبی هر روز پیچیده‌تر می‌شود

خبرگزاری فارس: خبرنگار صدا و سیما که اخیرا از لیبی بازگشته است، گفت: کار رسانه‌ای در لیبی هر روز پیچیده‌تر می‌شود.

خبرگزاری فارس: کار رسانه‌ای در لیبی هر روز پیچیده‌تر می‌شود

کامران نجف‌زاده خبرنگار اعزامی صدا و سیما به لیبی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در حاشیه هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها درباره فعالیت‌های رسانه‌ای در لیبی، گفت: بعد از برگشتن من از لیبی کار در این کشور سخت‌تر شده است.

وی افزود: ما که آنجا بودیم معلوم بود که دو جبهه وجود دارد اما امروز چون بحران‌ها بیشتر شده، فضا خیلی پیچیده‌تر است و همکار من هم خوب کار کرده است.

نجف‌زاده درباره میزان موفقیت صدا و سیما در پوشش رسانه‌ای اوضاع لیبی، گفت: قضاوت با مردم است البته در سال‌های آینده معلوم می‌شود که ما در این فرصت‌ها چگونه عمل کردیم.
 
وی بخشی از موفقیت صدا و سیما را متوجه دستگاه سیاست خارجی کرد و افزود: آینده‌ای که منطقه خواهد داشت معلوم خواهد کرد که سیاست خارجی کشور چگونه عمل کرده است.

این خبرنگار مطرح کشور همچنین درباره فضای رسانه‌ای موجود در لیبی، گفت: در لیبی از لحاظ رسانه‌ای نقاط ضعف بسیاری وجود داشت، دوران قذافی تک‌صدایی بود و اکنون هم روزنامه‌نگاری و خبرنگاری در این کشور ضعیف است و زیرساختی ندارد.

وی درباره مطالبات مردم لیبی نیز گفت: گرایش به اسلام در لیبی وجود دارد و مردم با اولویت اسلام به دنبال دموکراسی هستند.

نجف‌زاده همچنین درباره پیگیری‌هایش در مورد پرونده امام موسی‌صدر، اظهار داشت: پس از کشته شدن قذافی که جعبه سیاه این پرونده بود، پیچیدگی آن بیشتر شده است.

وی افزود: امروز موسی کوسا، عبدالرحمن قبیله و حتی سیف‌الاسلام قذافی که می‌توانند در این پرونده گره‌گشایی کنند در دسترس نیستند.

نجف‌زاده ادامه داد: ما آدرس پیرمردی را پیدا کردیم و رفتیم در خانه‌اش اما نبود و گفتند بعد از انقلاب از دست نیروهای امنیتی فرار کرده است؛ می‌گفتند این فرد به امام موسی‌صدر شبیه بوده است و دستگاه قذافی او را به جای امام موسی‌صدر به ایتالیا فرستاده بود.
انتهای پیام/

منبع : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900805000783

 

+ نوشته شده در  جمعه 6 آبان1390ساعت 9:52  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

 

مصاحبه کامران نجف زاده با حسین دوربینی (دانلود)

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 مهر1390ساعت 20:24  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

واکنش کامران نجف‌زاده به "ساختگی بودن مصاحبه اش با نصرالله": این عکس را ببینید!

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

در پی درج مطلبی در وبلاگ شخصی حمید داوود آبادی در مورد ترفند بکار رفته در مصاحبه با سید حسن نصرالله، کامران نجف زاده، خبرنگاری که کنایه داوود آبادی متوجه او شده بود، به این اظهارات پاسخ داد و عکسی از مصاحبه اختصاصی خود با نصرالله را منتشر کرد. متقابلا داوود آبادی نیز مجددا جوابیه ای به وی داد.

به گزارش انتخاب؛ در پی درج مطلبی در وبلاگ شخصی حمید داوود آبادی در مورد ترفند بکار رفته در مصاحبه با سید حسن نصرالله، کامران نجف زاده، خبرنگاری که کنایه داوود آبادی متوجه او شده بود، به این اظهارات پاسخ داد و عکسی از مصاحبه اختصاصی خود با نصرالله را منتشر کرد. متقابلا داوود آبادی نیز مجددا جوابیه ای به وی داد.

متن این مباحثه به شرح ذیل است:


در مطلب "صرفا جهت اطلاع! خبرنگار یا مونتاژکار؟!" که چند روز پیش نوشتم و منتشر کردم، اشاره ای به مصاحبه مونتاژی خبرنگاری ایرانی با دبیرکل حزب الله لبنان حجت الاسلام "سیدحسن نصرالله" نمودم. دوست گرامی آقای "کامران نجف زاده" که ظاهرا از این متن ناراحت شده، در پی پاسخ برآمد. باوجودی که ایشان سعی دارند دفاعیه برحقش را بنده منتشر نکنم و خصوصی باشد، بنده فقط و فقط برای این که اگر حرف ایشان حق و درست است، حقی از وی ضایع نکرده باشم، نوشته های ایشان و خودم را به طور کامل منتشر می کنم تا شما عزیزان خود قضاوت کنید. باوجودی که می دانم از انتشار مطالب ناراحت خواهد شد، ولی لازم است این کار انجام شود تا اگر من دروغ نوشته ام، رو شود.
راستی یادم رفت به ایشان که الان در لیبی آزاد شده هستند، خسته نباشید و خداقوت بگویم.


نجف زاده:
"حاجی جان سلام. بنده گویا چند بار مورد محبت شما قرار گرفته ام. شما که استاد کار هستید بفرمایید عکسی که خدمتتان می فرستم هم مونتاژی است یا خیر ... اگر به جمع بندی رسیدید پاسخش را برایم بفرستید ... که حرف دارم. التماس دعا"



داودآبادی:
"بنام حضرت دوست. سلام
برخلاف قد کوتاهت، خیلی بزرگواری! حالا چرا جوش میاری؟
به خداوندی خدا قسم، حاضرم حتی مبلغی به امثال شما بدهم تا ایرادات کار و ضعف هایم را دربیاورید و جلوی جمع برجسته نمایید! می دانی چرا؟ چون معتقدم این گونه، دست و پای خودم را جمع می کنم، از لاف زدن می پرهیزم و تلاش می کنم تا آن ضعف ها را برطرف کنم که مطمئنا مردم هم متوجه خواهند شد.
اصلا بحث من با جنابعالی نیست.
مگر این دوتا خاطره آخری را نخواندی؟
مشکل من با روسا و سیاست گذاران صدا و سیماست.
چه بخواهید چه نخواهید، چون از دروغ و صحنه سازی کاذب متنفرم، به هرکه دروغ بسازد، دروغ بنویسد و درغ بگوید، می تازم. البته نمی خواهم جانماز آب بکشم! بدون شک من هم خصائص بد زیاد دارم ولی چون از ائمه معصومین (ع) نقل شده است که "همه گناهان را در یک اتاق ریخته و در آن را قفل کرده اند و دروغ کلید آن است." از دروغ متنفرم.
این را ببین:
رئیس صدا و سیما، کیست؟!
فیلتر شدن خاطرات جبهه
davodabadi.persianblog.ir/1389/1/
که به خاطر آن نه تنها آقای ضرغامی براساس آموزه های اسلامی از بنده تشکر نکرد که بزرگترین ضعف های سیستمش را نشانش داده ام، که برآشفت و با بغض و هراس، دستور فیلتر کردن وبلاگ بنده را داد تا کسی نفهمد چه می کند و چه بر سر فرهنگ مملکت می آورد!
حالا این را هم ببین تا متوجه شوی منظور من شخص نیست. هدف من مقابله با تحریف است و بس:
کلاهبرداری فرانسوی در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
davodabadi.persianblog.ir/1388/11/
برو آقاجان!
راه خودت را برو و هرآنچه را به صداقت خودت و آن ایمان داری عمل کن. برخلاف روسای صدا و سیما، مطمئن باش خدا هم یارت خواهد بود.
هر کجا هستی موفق باشی و سربلند


نجف زاده:
"استاد این عکس را ببینید. التماس دعا"
http://www.najafzadeh.ir/weblog/archives/post_81.php


 


داودآبادی:
"بنام حضرت دوست
سلام و خسته نباشی.
اول اینکه واقعا شما الان در لیبی جنگ زده هستید؟ یعنی آن کشور درهم وبرهمف اینقدر اینترنتش به راهه که جنابعالی میان اون همه اتفاق و خبر، این قدر راحتی که بنشینی پای اینترنت و به مطالب من پاسخ بدهی؟
دست مریزاد بابا!
دوما اینکه اگر در پست های تیرماه بنده ببینی، سفارت ایران در بیروت مصاحبه من با سفیرمان را تکذیب کرد. برو ببین من چیکار کردم؟ عکس خودم و سفیر را در حال مصاحبه در همان فضا و زمان گذاشتم.
عزیز دل! بنده به هیچ وجه قصد ضایع کردن شما بزرگوار را ندارم، ولی اگر تصویری از مصاحبه اختصاصی با سیدحسن نصرالله داری منتشر کن، من هم شجاعانه حرفم را پس می گیرم. از این عکس های یادگاری که خود من صد تا با سیدحسن دارم از سال 62 تا ... مطمئنم بعدها خودت از این درسهای امروزی که برخلاف دروس فرمالیته اساتید تلویزیونی بهت می دهم، متشکر و سپاسگذار خواهی شد."


نجف زاده:
"هر طور صلاح می دانید...
عکس من با آن پیراهن برای شما که باید گویا باشد.
آن روز هم حزب الله با دوربین خودشان گفتگو را ضبط کردند و متاسفانه توشات نگرفتند.
درباره اینترنت هم باید ببینید این همه خبرنگار که در لیبی هستند اخبارشان را پس چطور ارسال می کنند؟
ضمنا کامنت خصوصی یعنی منتشر نشود. اصول نانوشته اخلاق در رسانه را باید بار دیگر مرور کنیم .
نکته دیگر درباره تاثیرگذاری شماست با عقبه ای که دارید و اهمیتی که برای من داشت لااقل در باور خودتان بدانید من دروغ نگفتم و ترفندی در کار نبود.
ببخشید اگر ناراحتتان کردم .... یا علی
کوچک شما
کامران نجف زاده



نجف زاده:
"تصویری را که برایتان فرستادم چرا منتشر نمی کنید بزرگوار؟
http://www.najafzadeh.ir/weblog/archives/post_81.php
چطور کامنت های خصوصی را عمومی می کنید اما کامنت های عمومی مثل این را عمومی نمی فرمایید؟ استاد این عکس در پایان مصاحبه گرفته شده ... مصاحبه هم که در یوتیوب هست. قضاوت را به مخاطبانتان می سپارم.
یا علی مدد ...
درباره اینترنت هم فکر کنیم در قرن بیست و یکم این همه خبرنگار در لیبی چطور پس گزارش ها و تصاویرشان را ارسال می کنند؟! با کبوتر نامه بر؟!
خدا همه ما را عاقبت بخیر کند"



داودآبادی:
"سلام و خسته نباشی
کدام کامنت را تایید نکردم؟
آن که عکست در آن بود را که همان اول تایید کردم. آن را بر مطلب "بزدلانی کز هراس ابتر شدند" نوشتی. لطف کن برو و ببین."


نجف زاده:
"حق با شماست ... اماکاش عکس را بالای مطلب "بزدلانی کز هراس ابتر شدند" می گذاشتید تا ما درس رسانه ای بگیریم که از تکذیب اشتباهمان نهراسیم."



داودآبادی:
"چون خودت قضیه را کش دادی، من هم برحسب کنجکاوی که لازمه خبرنگاری (البته غیرحرفه ای اش از نوع بنده کارنابلد و آماتور) می پرسم. بزرگوار، لطفا صریح و راحت جواب این سوال بنده را بده: خداوکیلی، یعنی این طور که من نوشتم نبود؟ یعنی واقعا مصاحبه به شیوه عادی و رسمی و رو در رو و در یک زمان انجام شده؟ و تصویرهای شما در حال سوال کردن هم متعلق به همان صحنه و زمان با حضور سیدحسن نصرالله است و اصلا بعدا ضبط نشده؟
اگر این طور باشد، من همین جا از جنابعالی معذرت می خواهم و حلالیت می طلبم!
ولی اگر این گونه نبود چی؟


نجف زاده:
"ماجرا را که برایتان گفتم. حماقت است در قرن بیست و یکم کسی بخواهد مردمی که هوشمندتر از من و شما هستند را با ترفندهای عهد عتیق فریب بدهد ... که چه بشود؟
درباره اینکه کنایه زدید لیبی الان آزاد است و گل و بلبل است هم ما چه ادعایی داشتیم؟
به اندازه توانمان دویدیم و خطر کردیم ... هر لحظه خطر کردیم ... می دانی اینجا طرفدار این و آن که روی پیشانی اش ننوشته ... همین کار را سخت می کند ... می دانی نصف روز در اتاقی دربسته اسیر چند مزدور سرهنگ بودیم؟ می دانی یک شب تمام در راس الجدیر درست وسط دعوای مخالفان و موافقان جای سنگر گرفتن هم نداشتیم؟ مگر بنده ادعایی کردم که چنین آشفته مدام از ترفندهایی می گویید که اگر کسی شما را نشناسد می گوید خود استاد این کارها بوده اید و حالا همه را به کیش خود می پندارید.
تصاویر ما در میدان نیست؟ الجزیره و بی بی سی و سی ان ان و دیگران چرا به وقت حمله تک تیراندازهای قذافی با لباس و کلاه مخصوص اینطور سنگر گرفته بودند؟
چرا فرمانده انقلابیون نیم خیز فرار را بر قرار ترجیح می داد؟
حالا مگر چه اتفاق خاصی افتاده؟ گیرم ثابت کردید بچه های این نسل همه هالو پنجشنبه هایی هستند که به گرد شما هم نمی رسند ... بر شاخه نشسته بن می برید ... راستی مگرکسی مونوپل شما را زیر سوال برد؟ مگر ما گفتیم مرد روزهای سختیم؟ نه بزرگوار... ما آدم های عادی هستیم و سوپرمن نیستیم ... اما مطمئن باشید برای این سفر هم حقوق 4000دلاری که شما گفتید در کار نیست. که اگر بود هم در برابر آن هزینه هایی که می شود و بهتر از من می دانی حق بود.
....
باقی بقایتان و خدانگهدارتان و ممنون که حرف های مرا هم منتشر کردید.



داودآبادی:
سلام و اولش یک عذرخواهی.
بنده از این که نوشتم "لیبی آزاد شده" به هیچ وجه قصد جسارت و اهانت یا هر چیز دیگر که فکر کنی، نداشتم. به هیچ وجه هم نمی خواهم زحمات جنابعالی و گروه همراهت را در آن اوضاع و شرایط ضایع کنم که کاری است بس شنیع و ناحق.
راستی این "مونوپل" که نوشتی یعنی چه؟!

استغفرالله! کی خواسته بگوید "بچه های این نسل همه هالو پنجشنبه هایی هستند که به گرد شما هم نمی رسند" نه داداش. اتفاقا خود من یکی این روزها و بخصوص در جنگ 33 روزه لبنان و ... مثل وازده ها، خسته ها و راحتت کنم همچون بزدلان، نه توانستم بروم و چه بسا نخواستم بروم لبنان. حال بحث مالی یا هرچه که بود بماند. ولی به هیچ وجه شجاعت، جسارت و توانایی نسل امروز را زیر سوال نمی برم.
من از کسانی که با نسل امروزی ها بازی می کنند متنفرم. از آنان که برخی مسئولیت های سنگین را به جوانی تازه کار می دهند، گوشه ای به کمین می نشینند تا کار را خراب کنند تا داد و هوار راه بیندازند که "بفرمایید این هم نسل امروزی که کار را خراب کرد." و این از همان سال های 76 به بعد رایج شد. چرا که پا به سن گذاشته های امثال من، نمی خواستند به راحتی عرصه را به نسل جدید واگذارند.

پدر آمرزیده، تابستان 1374 در جنوب لبنان بودیم و درست وسط کاتیوشا باران حزب الله و شلیک مرگبار هلی کوپترهای آپاچی. بماند چه شد. می دانی یکی از بچه های جنوب لبنان چه گفت؟ گفت:
"حمید برای چی با دوربین راه افتادی اومدی وسط میدان جنگ؟ مثل بچه های واحد خبرتون باش. ما از این صحنه ها فیلم می گیریم و در بیروت فیلم را به آنها می دهیم که پخش کنند."
راست می گفت. فردا که رفتم واحد خبرمان در خیابان الحمرا، متوجه شدم که نماینده مان باوجود بودن 4 سال در لبنان، یک بار به جنوب نرفته است و راحت گفت:
"مگه دیوانه ام بروم جنوب؟ من وارد لبنان که بشوم همه حق و حقوق از جمله حق منطقه جنگی به من تعلق می گیرد. چه بروم جنوب و چه در بیروت امن و امان باشم."

آخرش نگفتی آن مصاحبه چگونه بود!
عیبی ندارد.
باز هم می گویم قصد جسارت نداشتم و مطمئنم زمانی از این نوشته هایم سپاسگذار خواهی شد.
خدا نگه دارتان

نجف زاده:
"شما بزرگوارید. ببخشید اگر جسارتی کردم. درباره گفتگو با سید حسن هم گفتم برایتان اما گویا باید تکرار کنم که تصویربردارهای حزب الله "تو شات" نگرفتند ... این را اگر شک کردید این بار که با سید گفتگو می کنید از ایشان بپرسید ...
زیاده جسارت است ...
راستی تسبیحشان را هم یادگاری دادند ... ممنون و شرمنده ..."

 

میترا لبافی دیگر خبرنگار واحد مرکزی خبر و همکار نجف زاده نیز در کامنتی برای داوود آبادی چنین اظهار نظر کرده بود:

قطعا پیدا کردن حرفهایی که همیشگی نیست . عادی نیست و مثل یادداشت اخیر شما و مطالب وبلاگتان می تواند خواننده جلب کند اما با منطق پشت کلامتان موافق نیستم . نکته ای که در خصوص شیردلان صداوسیما گفته اید و نمیدانم از کدام جلسه خصوصی و نیمه خصوصی شنیده اید یک بحث درون سازمانی بوده که شما برجسته سازی کرده اید . نکته ای که در خصوص تدوین گزارش سید حسن گفته اید هم نشانه ترس یا بزدلی نبوده نشانه محدودیتی بوده که از دفتر سید حسن نصرالله تحمیل شده و شما خبرنگار سیما باشید . دوست دارید کار متفاوتی هم انجام دهید . چه می کنید؟ خب از حداقل امکانات استفاده می کنید. درست مثل خودتان که از حداقل امکاناتتان که همین وبلاگ است استفاده کرده اید و درست و نادرست یا منطقی و غیر منطقی برای جلب مخاطب نهایت استفاده را کرده اید و از اطلاعات کمتان نهایت سود را جسته اید.
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مهر1390ساعت 14:6  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

برنامه پارک ملت

امشب ساعت ۱۱

با حضور کامران نجف زاده ، دکتر عاطفه میرسیدی و خانم میترا لبافی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 مرداد1390ساعت 15:20  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

مصاحبه کامران نجف زاده با ماهنـــامه سینما و رسانه

سینمافا- محسن دریالعل- حمید بوالی- گفتم که گاهی ما درست، در زمینی که آن‌ها می‌خواهند، بازی می‌کنیم. من واقعاً فکر می‌کنم شیوه رفتار این‌چنینی با جعفر پناهی درست نبود و بالاخره باید فرقی بین هنرمندی که کل دنیا روی او زوم کرده‌ است با مثلاً سارق مسلح باشد. ای بابا...، بگذریم.

    اولین بار که با هم هم‌صحبت شدیم تازه فهمیدم که چقدر صمیمی و دوست داشتنی است. و فهمیدم که چقدر حواسش به ریزه کاری‌ها و صحبت‌هایش هست. حرف‌هایش را حساب شده می‌زند و در عمق نگاهش همیشه حرف‌هایی هست که دوست دارد محیطی امن برای گفتنش پیدا کند.

برایش نقشه‌ای خوب کشیدیم تا هم او حرف‌هایش را بزند و هم ما به مرادمان برسیم. سؤالات را طراحی کردیم و آنقدر سؤالات را در هم ریختیم تا نتواند بین آن‌ها رابطه منطقی پیدا کند و از نظر خودش هدفمند و حساب شده جواب دهد. چند باری هم در بین مصاحبه گفت که حالا این مصاحبه هزار و یک موضوع را چگونه می‌خواهید پیاده  و آماده چاپش کنید. بنده خدا نمی‌دانست که برایش نقشه کشیده‌ایم و همه چیز روی حساب است.

روان شناسان می‌گوییند که یکی از راه‌های تخلیه اطلاعاتی همین راه پرسش‌های بی‌سر و ته و بی‌مرتبط به یکدیگر است. البته در ظاهر بی‌ارتباط. انصافاً هم راست می‌گفت جمع و جور کردن مصاحبه حسابی ازمان وقت گرفت. اما نتیجه‌اش خوب شد. اگر در ادامه احساس کردید بعضی از سوالات با دیگر سوالات رابطه منطقی ندارند از این جهت است. پیشنهاد می‌کنیم بعد از خواندن مصاحبه سینما رسانه با کامران نجف زاده دوباره توضیح اول را بخوانید.


 

    در ایام بعد از انتخابات، همان زمان اوج توهم، جز این آشوب‌طلب وطنی، در بعضی از وبلاگ‌ها و سایت‌های این جریان خاص، بازی تازه‌ای راه افتاده بود تحت این عنوان که اگر انقلاب ما(!) پیروز شود، اولین آدم‌هایی که میکشید و اعدام میکنید یا خلاصه بلایی سر آن‌ها می‌آورید، چه کسانی هستند. در بسیاری از فهرست‌های کذایی آن‌ها، اسم شما در کنار مقامات ارشد حکومت قرار گرفته بود. دارید چه کار میکنید؟ این راهی را که در حال طی‌کردن هستید، چقدر باور دارید؟ بسیاری اوقات، آدم‌ها، در مسیر روزگار، در جهتی قرار می‌گیرند و بعد که پشت سر را نگاه می‌کنند، اصلاً تصور برگشتن هم برای آن‌ها ناممکن است. شما این وسط چه کار می‌کنید؛ وسط این خط مقدم جنگ؟

سؤال بسیار جالبی است. منتقدان واقعی خیلی‌جاها به داد آدم می‌رسند. برخی جاها هم حرف آن‌ها درست است؛ اما این‌هایی که شما می‌گویید که در عالم مجازی شاید از این شعرها می‌گویند، تکلیف آن‌ها جداست. تا الآن که باید سی‌وچندبار در این سی‌وچند سال، همه‌چیز را کن‌فیکون می‌کردند؛ اما من، باافتخار، در همین مملکت دارم کار می‌کنم، با رعایت چارچوب‌های جمهوری اسلامی و به‌عنوان خبرنگار دوست دارم به‌موقع انتقاد هم بکنم.

بعید می‌دانم انتقاد‌ها و سؤال‌هایی هم که تا الآن مطرح کرده‌ام، نادیدنی باشد. مردم هم با چهار سایت و فلان شبکه ماهواره‌ای، یکی نیستند. اگر به مسئولیت و رانت و صندلی و از این چیزها علاقه‌ای داشتم هم لابد تا الآن این کار را کرده بودم. اگر هم منظور آن‌ها از این فشارها، این است که رها کنم و منفعل شوم یا بپرم در آغوش آن‌ها، من چراغم در همین خانه می‌سوزد.

    شما الآن دیگر فقط خبرنگار نیستید. نمی‌دانم، حتماً خیلی مواجه شده‌اید با اینکه فرد، نامه‌، پیغام یا چیزی را، برای جایی، میان مسئولان ببرید. به‌علاوه اینکه تقریباً دیگر الآن کسی روی این گزاره شک نمی‌کند که شما بخشی از حداقل تریبون رسانه‌ای رسمی و تأییدشده حکومت هستید. از این تصور عامه راضی هستید؟

به‌نظرم، همچنان مردم به من فقط به‌عنوان خبرنگار نگاه می‌کنند یا اینکه حداکثر به‌عنوان پیغام‌بر. این‌طور می‌گویند که شما که می‌روی، به فلانی بگو گرانی دارد پدر ما را درمی‌آورد... یا مبلغ قبض گاز ما این‌قدر آمده، این نامه را هم می‌توانی به دست آن‌ها برسانی. دوست ندارم با دولتی که می‌آید و می‌رود، یکی باشم. نگاه به خبرنگار و رسانه نباید این‌گونه باشد که او با دولت آقای احمدی‌نژاد است یا با دولت آقای خاتمی. ما هزارویک انتقاد هم به دولت فعلی داریم، به دولت قبلی هم همین‌طور.

وزارت خارجه همین دولت، این‌قدر به اخراج من بی‌اعتنا بود که سخن‌گوی آن کلمه‌ای درباره اخراج من حرف نزد. چطور می‌گویند من خبرنگار دولتی هستم؛ درحالی‌که از اخراج من، کک دولت هم نگزید؟!

دولتی نیستم؛ اما اگر درجست‌وجوی مخالف یا معاند با ساختارحکومت هستند، باید جای دیگری دنبال آن بگردند.

 

    بدتان نمی‌آید از اینکه بر روی شما بیشتر برچسب مدافع خورده است تا منتقد؟ این حال و روز بسیاری از رسانه‌های به‌اصطلاح اصولگرای ماست که با پیش‌فرض ناپسندبودن دفاع، حتی در مواقعی، از آن‌سوی بامِ انتقاد می‌افتند. انگار اصولاً کسی در ایران، مدافع چیزی نیست؛ اما قضیه درباره شما کمی فرق می‌کند.

اولاً، برای همان آدم‌هایی که در سؤال اول مطرح کردید، این چسب‌ها هست که خود بزنند و خود هم ببینند؛ اما بقیه چنین تصوری ندارند. حالا که این‌طور شد، بگویم که من گمان می‌کنم در این مملکت، دفاع‌کردن اتفاقاً خیلی بیشتر از انتقادکردن جرئت می‌خواهد؛ یعنی شما می‌توانید خیلی راحت سوار تاکسی شوید، از هرکسی که دلتان می‌خواهد انتقاد کنید، بعد هم پیاده شوید و هیچ مشکلی نخواهید داشت. حالا دوباره سوار شوید و این‌بار، به‌جای انتقاد، دفاع کنید و بگویید کار فلانی درست بود و آن بزرگوار هم کار درستی انجام داد. بعد می‌بینید که چطور تحت فشار قرار می‌گیرید.

واقعاً اگر کاری شایسته دفاع است، باید از آن دفاع کنیم. به وقت آن هم به اندازه موهای سرم، کار چالشی کرده‌ام؛ مثل گزارش بچه‌هایی که در روستای درودزن سوختند و بعد از پنج سال، هنوز دیه آن‌ها را نپرداختند. دولت حتی آن‌ها را بیمه تأمین اجتماعی هم نکرد؛ اما اصولاً افکار عمومی مثل تماشاچی‌های مسابقه فوتبال هستند. کسی را که حمله می‌کند، بهتر از مدافع می‌دانند. راستی من مدتی فوتبال بازی می‌کردم، هافبک رو به جلو!

 

    در اندیشه اولیه بخش خبری ۲۰:۳۰ شریک بودید یا نه؟

نه. هم فکر و هم تولید آن از نابغه‌ای واقعی بود. آن‌زمان، سردبیر۲۱ برنامه را طرح‌ریزی کرد و راه انداخت. بعد از ۲۱سال، ایشان با ذهنیت کاملاً منعطف، ۲۰:۳۰ را راه‌اندازی کرد و همه شاکله‌ها و بسته‌های آن را خود، مانند پازل کنار هم چید و بعد برای پرکردن هر تکه از پازل، کسی را انتخاب کرد. تا سال‌ها هم همین چارچوب، ثابت و بدون تغییر ماند.


     محافظه‌کاری نهفته در ذات خبرهای صداوسیما، حساسیت‌ها، همه چیزهایی که منجر می‌شود به سراغ سوژه نروی و خبری را کار نکنی، این‌ها ناشی از فشاری درونی است یا بیرونی؟ واقعاً آن‌قدر سیستم پرقدرتی برای کنترل ذهن و عمل خبرنگاران وجود دارد که کار را به اینجا رسانده است یا اینکه خبرنگاران هم در وجود این محافظه‌کاری نقش مؤثری دارند؟

به‌نظر من، بخش عظیمی از آن، بیرونی است که اینجا نمی‌توان گفت. بخشی هم درونی است و برای خود خبرنگاران است. از وقتی که برگشتم، فضا با قبل از رفتن متفاوت است. وقتی برگشتم، دیدم فضا برای انتقاد خیلی باز است. به‌نظر من، بخشی از آن، چارچوب‌هایی است که ما برای خودمان ساخته‌ایم. بخشی مربوط به خبرنگاران است و محدودیت‌هایی که برای خودمان ایجاد می‌کنیم و بخشی هم خط‌قرمزهایی است که در سیاست‌گذاری‌های رسانه است و البته نشان داده شده که بعضی‌وقت‌ها، همان‌ها خیلی راحت می‌تواند جابه‌جا شود.

    بخشی که می‌گویید درونی نیست و فشار مستقیم سیستم است، با اعمال روش‌های مختلف کنترل، منع و جلوگیری صورت می‌گیرد یا اینکه سیستم آن‌قدر قوی هست که فقط قرارگرفتن ضمنی خبرنگاران درون سیستم، به محافظه‌کاری در اخبار تلویزیون منجر می‌شود؟

با اجازه شما، جواب را مصداقی توضیح می‌دهم. همیشه فکر می‌کردم که چرا خبرنگاران تلویزیون گاهی در خارج، مات می‌شوند. چرا بودن و نبودن آن‌ها یکسان می‌شود. خب، بعد که در این موقعیت قرار گرفتم، دیدم که مسائل مختلفی در این میان وجود دارد که باعث این وضعیت در بین خبرنگاران خارجی می‌شود. مانند اینکه وزارت خارجه اغلب حمایت نمی‌کند، بلکه کارشکنی هم می‌کند.

گاهی، برخی‌ها در تهران، مطالبات بچه‌ها را نمی‌فهمند. این، انگیزه‌های آن‌ها را از بین می‌برد و پیش خود فکر می‌کنند که چرا من بیهوده بالا و پایین بروم؛ فردا کسی از من حمایت نمی‌کند. آمدم دوسه سال اینجا برای خودم بچرخم. خوب این دو عامل دست به دست همدیگر داده است تا چنین ترکیبی جور کردند؛ عافیت‌طلبی و روحیه محافظه‌کاری شخصی با ترکیبی از نقایص سیستم. بعد، نهایت خروجی این خبرنگار در خارج از کشور، این می‌شود که بیشتر خبرنگاران در خارج از کشور، اصلاً در میدان نیستند.

    ما چقدر با سیستم معمول پخش اخبار این‌روزهای دنیا فاصله داریم؟

در حوزه خبری، در فرانسه همه بخش‌های خبری روز را رصد می‌کردم؛ یعنی هجده‌ماه. گفتم اگر هیچ کاری نکنم، فقط آنالیز کنم و ببینم که کنداکتورهای آن‌ها چگونه است. در بسیاری از درگیری‌های آن‌ها دقت کردم که tracking card؛ یعنی چیدمان و پروپاگاندایی که استفاده می‌کنند، چیست. چیدمان کارت‌ها و اخبار، کنار هم چگونه است. هم از آن نظر دیدم، هم خبرها و گزارش‌ها را دیدم.

واقعاً در بخش‌های بسیاری، با سیستم خبر رسانه‌ای حرفه‌ای تفاوت محسوسی نداریم؛ یعنی به نظر من، در چهارپنج سال اخیر، در خبر تلویزیون، بسیار رشد کرده‌ایم. در هر بحثی، بین گزارش خبرنگار خارجی با خبرنگار داخلی، تفاوت چندانی نمی‌بینم. تصور می‌کنم در بسیاری زمینه‌ها، ما جلوتریم. حتی اخبار شهرستان‌ها را نگاه می‌کنم. تمام نکات حرفه‌ای را رعایت می‌کنند؛ یعنی تصور می‌کنم در بحث خبری و گزارش‌های خبری، رشد بسیار خوبی داشتیم.

اینکه دیدگاه‌ها می‌تواند منتقدانه‌تر و خاکستری‌تر باشد، نمی‌دانم؛ این‌ها را باید بحث‌ کرد. منتها گمان می‌کنم، انتقادهای درون‌سازمانی را باید درون سازمان و در جلسات داخلی به خودمان بگوییم. نکته‌ای را باید بگویم. به‌نظرم، یارگیری‌های اولیه سیستم بسیار مهم است. دنبال پسرخاله و دخترعمه‌بازی رفتن، تا سال‌های سال بعد هم، به مجموعه‌ها ضربه می‌زند. اگر افراد توانا و لایق را کنار بگذاری، بعد نمی‌شود از یکی با قد یک‌متر‌وپنجاه بخواهی بسکتبالیست شود؛ نمی‌شود؛ نمی‌تواند؛ نمی‌شود.

 

    به‌نظرم، بی‌انصافی است که در تحلیل گزارش‌های شما، به سبک خاصی که در لابه‌لای فرم آن جریان دارد، اشاره نکنیم. سبکی که فارغ از بحث‌های حرفه‌ای رسانه‌ای، مثل هنجار خبر و از این دست، به زبان و لحن مردم بسیار نزدیک است. گزارش‌های سفرنامه‌ای شما، من را یاد سفرنامه‌های دوران قاجار می‌اندازد؛ نگاه به مردم به‌عنوان سوژه‌ای همیشه داغ، در کنار پرداختن به مسائل رسمی. این سبک خاص از کجا آمده است؟ خیلی ادبیات می‌خوانید؟

این را مدیون روزنامه‌نگاری‌ هستم و به‌نظرم، تجربه‌های آن موقع بسیار مؤثر بود؛ مثلاً گزارش‌نویسی مکتوب. کلاً روزنامه‌نگاری، به تهیه گزارش‌های خبری تلویزیونی خیلی کمک می‌کند. کسی که روزنامه‌نگار است، ۸۰درصد می‌تواند خبرنگار تلویزیونی خوبی هم شود.

    سوژه‌ها را از کجا می‌آورید؟ در خیابان که راه می‌روید، دنبال سوژه می‌گردید؟

این سومین‌باری است که بعد از بازگشت از فرانسه، جایی رفتم. بیشتر سوژه‌ها از روزنامه‌ها، اینترنت یا مثلاً اطرافیان و کسانی که با آن‌ها در ارتباطم، شکل می‌گیرد.


    گمان می‌کنم الآن بیشتر سوژه‌ها را از روزنامه‌ها، مجله‌ها و اینترنت می‌گیرند و کمتر سراغ جامعه می‌روند؛ چرا؟ درباره خود شما، تصور می‌کنم قبلاً، سوژه‌ها را از بطن جامعه می‌گرفتید، ولی الآن نه... .

پیداکردن موضوع گزارش، از اجتماع کمی سخت شده است. سوژه‌هایی که قبلاً اهالی رسانه، یک‌بار آن‌ها را پخته‌اند، اگر دقیق و دلسوزانه باشد، مفیدتر است. سوژه‌گرفتن مستقیم از آدم‌ها، گاهی کار را سخت می‌کند. گاهی فریبت می‌دهد. به اطراف خود نگاه کنید. گمان می‌کنم خیلی جاها، درون ما با برون ما نمی‌خواند. همان کسی که پشت دوربین هزار نقد دارد، وقتی دوربین روشن می‌شود، مدل او به‌کل عوض می‌شود یا برعکس.

این‌ها ریشه جامعه‌شناختی و روان‌شناختی دارد که چه بر سر ما آمده است که برون و درون ما این‌همه تفاوت دارد. چگونه باید به حقیقت درد‌ها پی برد وقتی کسی که کنار دست من، به‌شدت از وضع اقتصادی‌ خود گله دارد، تا چند وقت پیش پراید داشت و حالا پرادوسوار است؛ اما غرزدن‌ها هم چندبرابر شده است.

من حق می‌دهم، بخشی از این به‌دلیل احساس بی‌عدالتی است که ما داریم. همین شخص وضع مالی فعلی خود را نمی‌بیند. به همسایه خود نگاه می‌کند که او هم فرغون داشت؛ اما الآن باراباس سوار می‌شود. این‌ها غرزدن می‌آورد. بخشی از ماجرا، ریشه‌های فرهنگی دارد.


     چرا بیشتر خبرنگاران خارج از کشور، به‌اصطلاح، در میدان نیستند؟ یعنی چرا اکثر گزارش‌های آن‌ها، به گزارش بازخورد واقعه و نه خود واقعه محدود می‌شود و آنچه را قبلاً تولید شده است، فقط در قالب سیاست‌گذاری‌های خود ما انتشار می‌دهند؟

حالا این نکته‌ای است که شما گفتید. یکی هم اینکه یادم می‌آید برای گزارشی، به خبرنگار ما در یکی از کشورها تلفن زدم و نکته‌ای گفتم. گزارش او گزارش تجمعی بود که به درگیری و خشونت کشیده شده بود. در لابه‌لای گزارش، تصاویری هم از پلیس پخش می‌شد. ممکن است مسئله بسیار ساده‌ای باشد؛ اما واقعاً با همین نمایش تصویربرداری آرام و آزادانه از پلیس، خیلی حرف‌ها می‌زنیم.

اینکه پلیس حداقل برای رسانه احترام قائل است و پیام‌های فراوان دیگر... و اینکه این تجمع «بالاخره» برگزار شد و همان پلیس اجازه فیلم‌برداری حرفه‌ای از مجروحان را هم داد...؛ آن‌ها بسیار پیچیده‌تر و حرفه‌ای‌تر از ما، دروازه‌بانی خبر می‌کنند.

    رسانه‌های غربی واقعاً سانسور می‌کنند؟ لطفاً صادقانه جواب بدهید.

مسئله‌ای را که خود درگیر آن بودم، برای شما تعریف می‌کنم. در پاریس، در FACEBOOK، گفته بودند که روز خاصی، جوان‌ها کنار برج ایفل، کنار رود سن بروند و مراسم خاصی برگزار کنند. عین مور و ملخ، پلیس ریخته بود. درنهایت، آن صفحه را با هزارویک فشار بستند؛ ولی صدای کسی هم درنیامد؛ یعنی آنجاهایی که می‌خواهند سانسور کنند، هیچ‌کس نمی‌تواند کاری کند.

خیلی راحت و خیلی حرفه‌ای سانسور می‌کنند. درباره موضوع نیروگاه ژاپن دوسه‌ روز اول گفتند آیا این تشعشعات می‌تواند به اروپا برسد یا نه. آیا می‌تواند به فلان نقطه کالیفرنیا برسد یا نه، که رسید. بعد دیدند از جایی به بعد، هزینه دارد که نمی‌توانند کاری کنند؛ کاملاً سانسور کردند. اصلاً وارد این فضا نمی‌شوند. جایی که ببینند منافع آن‌ها به خطر می‌افتد و نمی‌توانند کاری کنند، کاملاً سانسور می‌کنند؛ اما این‌ها دلیل نمی‌شود برای ما تا دلیل‌تراشی و الگوسازی کنیم. ما باید رسانه‌ای مؤمن باشیم که آرمان‌های ما با آن‌ها متفاوت است.

    داشتید از مسائل خاص کار خبرنگاران ایرانی در خارج می‌گفتید. می‌گفتید که مسائل و حساسیت‌های خاصی وجود دارد که کار را خیلی سخت می‌کند... .

خود من، هجده ماه کارت اقامت نداشتم. کل این هجده ماه به هرکس می‌گفتیم بابا، دمار از روزگار ما دارد درمی‌آید، حتی نمی‌توانیم بیاییم ایران و برویم، هیچ، انگار نه انگار. در سفارت‌خانه‌های ما، درصد بسیاری از کارمندان فقط منتظرند پولی به آن‌ها برسد، برای خود کیفی بکنند و برگردند. من خیلی دوست داشتم که این انعکاس پیدا کند. ولی وزارت خارجه ما چه کار کرد.

وقتی من را از آنجا بیرون کردند، حتی سخن‌گوی وزارت خارجه آن را محکوم نکرد. حالا اگر به دفتر و دستک و خبرنگار فرانسوی‌ها در تهران پخی بکنیم، شش ماه پدر ما را درمی‌آورند. این‌ها درد است. البته نباید از سفارت‌خانه‌ای که ششصد هزار یورو در کنسولگری‌ آن گم شده است، انتظار اقدام مؤثری داشته باشم. وای بر ما که این‌ها می‌خواهند از حقوق تنها خبرنگار تلویزیون ایران در فرانسه دفاع کنند!

    سیستم رایزنی فرهنگی آنجا چطور است؟!

آنجا فردی بسیار قوی به‌نام دکتر طباطبایی بود که الآن به ایران آمده است. فرد دیگری جای او گذاشتند که بگذریم. می‌دانی مشکل کجاست؟ مثالی می‌زنم. ما رفتیم حوالی پاریس، پیش آقایی به‌نام آقای تیری کویل. قشنگ برای تو فارسی صحبت می‌کند و کتاب ""اقتصاد در جمهوری اسلامی را نوشته است.

امثال این‌ها مشاور می‌شوند و می‌نشینند کنار سارکوزی و می‌گویند مثلاً فلان فشار را وارد کنیم، بَهمان چیز را تحریم کنیم. حداقل این است که بر تمام زوایای اقتصادی و روان‌شناسی و جامعه‌شناسی ایرانی سوار هستند. حالا ما چه کسی را داریم؟ مقایسه کنید با بعضی از کارشناس‌های ما در بلاد فرنگ که از صبح تا شب نشسته‌اند پای اینترنت. باور کن... . اگر کلاً برخی سفارت‌خانه‌های ما را می‌بستند و کنسولی می‌گذاشتند، خیلی بهتر بود.

    برای من خیلی عجیب بود که ماجرای اخراج شما از فرانسه، حتی در رسانه‌های به تعبیر ما، خودی یا هر چیز دیگری که اسم بگذارید، اصلاً انعکاس چندانی پیدا نکرد. خیلی از سایت‌ها و رسانه‌های خبری در حد خبری کوتاه از کنار آن گذشتند. برای خود شما عجیب نبود؟

راستش مقداری به این برمی‌گردد که خودم خیلی دوست نداشتم وارد این فضاهای تبلیغاتی شوم. به‌نظرم، باید وارد فضاهای جدید شویم. بخشی هم شاید به رقابت‌های معمول خبرنگاری برمی‌گردد یا این سیاست‌بازی‌ها که دمار از روزگار همه درآورده است.

به‌نظرم، کارکرد سیستم رسانه‌ای جمهوری اسلامی همچنان ضعیف است. با وجود همه تحولات و همه اتفاقات این سال‌ها، باز هم فکر می‌کنم که نقص داشته باشیم و این مسئله در بیرون مرزها، خود را بیشتر هم نشان می‌دهد. ما با افکار عمومی در فرانسه چه کار کرده‌ایم؟ اصلاً کاری انجام می‌دهیم؟

چیزی که برای من بسیار ناراحت‌کننده بود، این بود که اتفاقاً، گاهی‌وقت‌ها، آن‌طورکه آن‌ها آرزو دارند، بازی می‌کنیم و توپ را دست آن‌ها می‌دهیم. گاهی ما داریم کاری می‌کنیم که غریبه‌ها بهره‌برداری لازم را کنند؛ یعنی اصلاً کسی به این مسائل فکر نمی‌کند. مثلاً درباره سکینه آشتیانی، در صد شهر فرانسه علیه ما تظاهرات کردند؛ ما چه کردیم؟ گفتند حالا ببینیم چه کار می‌شود کرد و باید با تهران هماهنگ کنیم و... . عملاً هیچ و دقیقاً هیچ اتفاقی نیفتاد.

بسیاری از کسانی که باید واکنش دفاعی نشان می‌دادند، از ماجرا درست خبر نداشتند. بعضی‌وقت‌ها واقعاً فکر می‌کنم، اصلاً کسی هست که فکر کند چه کار کند یا ما الآن باید چه کار کنیم. نمی‌شد همان موقع، در اوج فشارها، فهرستی را که رئیس‌جمهور بعداً در مصاحبه رو کرد، اعلام می‌کردیم که مثلاً پنجاه نفر متهم زن در امریکا در آستانه اعدام‌اند؟

    شما پارسال در کن بودید و حتماً این حرف‌هایی را که می‌گویید، در آنجا که جو ضدایرانی واضحی دارد، به‌خصوص سر قضایای پارسال، بهتر هم لمس کردید. پارسال در کن چه خبر بود؟

درباره موضوع کن، بهترین چیزی را که لابی اسرائیل می‌خواستند، ازنظر تبلیغاتی، در اختیار آن‌ها قرار دادیم. آقای جعفر پناهی ممنوع‌الخروج می‌شود و دسته‌گلی روی صندلی او می‌گذارند؛ این هم صندلی خالی‌ او و تمام دنیا بیایند زوم کنند. بخشی از ذهنیت‌سازی منفی را خود دودستی تقدیم می‌کنیم.

بخشی هم که «مجید» باعث می‌شود. چرا؟ چون اگر ایران را به شکل تپه‌ یا روستایی درمانده نشان دهید که بدبختی از سروکول آن بالا می‌رود و هیچ ندارد، حداقل آنجا به شما لوح یا هدیه‌ای می‌دهند. نمی‌خواهم بگویم هرکه از ایران در کن می‌درخشد، در این مسیر است. ما استثناهایی داریم؛ مثل کیارستمی که باید قدر او را بدانیم.

 حقیقت این است که غریبه‌ها می‌خواهند ما برای او فقط از نیمه خالی لیوان خود بگوییم؛ اما برای خود چنین نمی‌پسندند. بامزه اینکه از آن طرف هم برای خود راضی نیستند ذره‌ای از این مسائل انعکاس پیدا کند. مثلاً پارسال، وزیر فرهنگ ایتالیا، جشنواره کن را تحریم کرد؛ چون درباره زلزله در ایتالیا فیلمی ساختند و به‌زعم آقای وزیر، نابسامانی سیستم آن‌ها را نشان داده بودند. کلاً کن را تحریم کردند.

فرانسه جشنواره‌ای به‌نام SuD دارد که زیر نظر مستقیم وزارت خارجه فرانسه برگزار می‌شود. در کتاب معرفی جشنواره، صراحتاً نوشته بودند که حضور چند کشور در این جشنوراه ممنوع است؛ یکی از آن‌ها اسرائیل بود. بعد چه کشورهایی در جشنواره بودند؟ چین، ایران و کره شمالی بودند و مشخص بود که تمام جوایز قرار است به چه فیلم‌هایی داده شود. کلی هم فیلم از ایران آنجا بود؛ همه آن‌ها سیاه. اصلاً چرا باید دعوای خانه را به کوچه ببریم؟ نمونه آن رفتار با پناهی.

 من کاری به مسائل حقوقی و قضایی‌ او ندارم؛ اما آیا ما برای رفتار خود با چهره‌ای سینمایی یا فرهنگی، دو ساعت درست و حسابی فکر می‌کنیم؟ مگر این‌ها از کره مریخ آمده‌اند؟ مگر این‌ها فرزندان همین سرزمین نیستند؟ در گزارشم از کن، تکه‌ای از فیلم ""قصه‌های مجید را گذاشتم که با بی‌بی داشت صحبت می‌کرد. بی‌بی می‌گفت: «تو آبروی ما را بردی؛ این چه مطلبی بود نوشتی از بدبختی ما، گفتی از بیچارگی‌هامون.» مجید برمی‌گشت می‌گفت: «ببین بی‌بی، اسم من چاپ شده، همه توی محل من را می‌شناسند، تو چرا گوش نمی‌کنی حرف من را؟» یعنی شاید دعوا، دعوای بی‌بی با مجید است، این وسط مجید را بگیری قایم کنی یا بزنی که چه بشود؟! چه کسی سود می‌برد؟

    نظرتان درباره قضیه جعفر پناهی چیست؟

گفتم که گاهی ما درست، در زمینی که آن‌ها می‌خواهند، بازی می‌کنیم. من واقعاً فکر می‌کنم شیوه رفتار این‌چنینی با جعفر پناهی درست نبود و بالاخره باید فرقی بین هنرمندی که کل دنیا روی او زوم کرده‌ است با مثلاً سارق مسلح باشد. ای بابا...، بگذریم.

    با همه این تفاصیل، چه کار می‌شود کرد؟

خیلی کارها می‌شود کرد. همین الآن، فیلم‌سازانی در پاریس هستند که اگر بدانند ایران از آن‌ها حمایت می‌کند، حاضرند برای حقانیت ایران فیلم بسازند. قرار بود با یکی‌دو نفر از همین‌ها کار کنیم که ماجرای اخراج پیش آمد. یا مثلاً سر مسائل انتخابات و حواشی بعد از آن و مسائل هسته‌ای و این‌جور مسائلی که رسانه‌های غربی روی ایران زوم کردند، همان دکتر طباطبایی، رایزن باهوش و باسواد ما در فرانسه، کتابی به‌نام " ایران حقیقی " با CD تصویری یک‌ساعته منتشر کرد.

خب، برای مسلمانانی که فکر می‌کردند ایران چرا این‌جوری شده است، خوب بود. این‌قدر آنجا جای کار بود؛ مثلاً هر چندوقت یک‌بار می‌رفتیم پیش آلن کرش، سردبیر " لوموند " ، حرف می‌زدیم. دوروبر او را جریاناتی گرفته بودند. با‌ او حرف می‌زدیم و تحلیل می‌کردیم که ماجرا چه هست. به‌خوبی می‌توانستیم واقع‌نگری کنیم یا مثلاً رابطه «پدر لولون»، رئیس بنیاد مسیحیت، با ما فوق‌العاده خوب شده بود. اصلاً دفتر ما شده بود کانون رایزنی که مدام نخبه‌های فرانسوی می‌آمدند و می‌رفتند. اگر محدودیت نبود، می‌توانستیم بهتر از این‌ها هم کار کنیم.

    بعد از بازگشت، افت کرده‌اید؛ موافقید؟ برنامه شما برای آینده چیست؟

دوست دارم مستندسازی خبری کنم. اینجا هم بعضی‌وقت‌ها می‌شود کار خوبی کرد. واحد مرکزی خبر هم خانه من است. درباره اینکه گفتید افت کرده‌ام هم به‌گمانم، خبرنگار مثل فوتبالیست است. خبرنگار جایی خراب می‌کند و جایی خوب است. گاهی مصدوم است و دوره‌ای هم آقای گل می‌شود. مثلاً گزارش معدن راضی‌ام کرد؛ اما در گزارش باشو، از کار خودم راضی نبودم. خیلی خوب است که همکارانم دلسوزانه مرا نقد بکنند.

    آنچه درباره فرانسه نگفتید و می‌خواهید بگویید، چیست؟

ما از «خودی» بیشتر از «بی‌خودی» می‌خوریم. 

 

منبع: مشرق


 

 

+ نوشته شده در  جمعه 7 مرداد1390ساعت 21:20  توسط هواداران کامران نجف زاده 

پای خبرنگاران مشهور صدا و سیما به سازمان نظام دامپزشکی باز می‎شود / برگزاری کارگاه آموزشی خبرنگاری برای اعضاء نظام دامپزشکی

حکیم مهر - سازمان نظام دامپزشکی اعلام کرد : کارگاه آموزش خبرنگاری ویژه دامپزشکان و سایر رده‌های دامپزشکی از سه شنبه هفته جاری با حضور تعدادی از چهره‌های خبری مطرح و سرشناس رسانه ملی و دانشکده خبر آغاز می‌شود.

این کارگاه به مدت 4 روز به صورت فشرده ( 2 جلسه صبح و 2 جلسه عصر) در سالن جلسات سازمان نظام دامپزشکی جمهوری اسلامی ایران برگزار خواهد شد.

تهیه و تنظیم خبر، ‌انواع سبک‌های خبری،‌ ویراست خبر، سوژه یابی، مصاحبه خلاق،چالش‌های نوین ارتباطاتی، ژورنالیسم در سلامت، روزنامه نگاری نوین و اخلاق در خبر عناوین این کارگاه آموزشی است که توسط مدرسانی از دانشکده خبر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا)، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و باشگاه خبرنگاران تدریس خواهد شد و در بین آن‌ها خبرنگاران مطرح و سرشناس رسانه ملی از جمله کامران نجف زاده، محمد دلاوری و ایمان مرآتی شیرازی نیز حضور دارند.

در اطلاعیه روابط عمومی و امور بین الملل سازمان نظام دامپزشکی خاطرنشان شده است با خاتمه یافتن دوره آموزشی در این کارگاه 4 روزه، مدرک و گواهینامه معتبر دانشکده خبر به شرکت کنندگان اعطاء خواهد شد.

برای ثبت نام در دوره‌های تخصصی خبرنگاری اینجا کلیک نمایید.

گفتنی است مهلت ثبت نام برای شرکت در این کارگاه، پایان وقت اداری دوم مردادماه سالجاری اعلام شده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 مرداد1390ساعت 12:15  توسط هواداران کامران نجف زاده 

چهارشنبه 5 مرداد 1390 - ساعت 21:07

نجف زاده امشب به سرزمين اسرار آميز برموداي ايران سفر مي‌كند

 
 

اين شايعه‌ها دلايل مختلفي از جمله وجود باتلاق‌هاي بسيار خطرناك منطقه ريگ جن دارد و صداي ناشناخته از كوير خاصيت جغرافيايي منطقه بويژه شنهاي روان در سكوت مطلق كوير است

کامران نجف زاده گفت: مستند كوير ريگجن به باورهاي بومي مردمان كوير درباره وجود جن‌ها مي‌پردازد و در عين حال نگاهي تاريخي به منطقه اسرار آميز ريگجن دارد.
به گزارش خبرنگار اداره روابط عمومي و امور بين الملل سازمان نظام دامپزشكي جمهوري اسلامي ايران، كامران نجف زاده در دومين روز از كارگاه آموزش خبرنگاري اعضاي سازمان نظام دامپزشكي با اشاره به پخش گزارش مستند ريگجن از بخش خبري 20:30 چهارشنبه شب با اشاره به نقل قول‌ها و شايعات گوناگون و بعضا هولناك درباره منطقه‌اي غريب در كوير مركزي ايران دراستان سمنان گفت: مدت‌ها اين موضوع نقل محافل رسانه اي بويژه رسانه‌هاي مجازي بود كه مصمم شدم از آن مستندي تهيه كنم.
خبرنگار نام آشناي صدا وسيما اضافه كرد: بعد از سفر به منطقه و گفتگو با مردم محلي، به اين نتيجه رسيدم كه بايد موضوع از نظر علمي مستد شود كه دراين زمينه رئيس محيط زيست سمنان وجود جن در اين منطقه را رد و تاكيد كرد: اين شايعه‌ها دلايل مختلفي از جمله وجود باتلاق‌هاي بسيار خطرناك منطقه ريگ جن دارد و صداي ناشناخته از كوير خاصيت جغرافيايي منطقه بويژه شنهاي روان در سكوت مطلق كوير است و هيچ ربطي به وجود جن ندارد و خود اين موضوع جالب هم توانسته است برخي پژوهشگران اروپائي را براي بازديد از منطقه ريگجن ترغيب كند.
يادآور مي‌شود ريگجن نام منطقه اي كويري در جنوب سمنان است كه محلي‌ها از آن به عنوان برموداي ايران ياد مي‌كنند.
گفتني است دومين روز از كارگاه چهار روزه آموزش خبرنگاري اعضاي سازمان نظام دامپزشكي جمهوري اسلامي ايران با كلاس پرسش و پاسخ كامران نجف زاده به پايان رسيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 مرداد1390ساعت 12:8  توسط هواداران کامران نجف زاده 

مستند مثلث برمودای ایران

 کامران نجف زاده

فردا شب خبر ۲۰:۳۰

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 مرداد1390ساعت 21:0  توسط هواداران کامران نجف زاده 

 

اعزام کامران نجف زاده به لیبی

+ نوشته شده در  جمعه 31 تیر1390ساعت 15:17  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

نسیم :

مستند "مسافران مهتاب"  ،  روایت حضور کامران نجف زاده در یک بیمارستان روانی ، امشب (۱۹ تیر۱۳۹۰)  از اخبار ساعت۲۲ شبکه ۳ سیما پخش خواهد شد .

 

یادداشت کامران نجف زاده در وبلاگش شخصی اش :

از رنجی که می بریم ...

 

دانلود مستند مسافران مهتاب :

مستند مسافران مهتاب کاری از واحد مرکزی خبر

 

لینک دوم دانلود :

http://www.4shared.com/video/h2tE0rZs/111.html


لینکهای مرتبط :

 لطفا در   (وب سایت شخصی کامران نجف زاده ) کامنت بگذارید

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 تیر1390ساعت 17:0  توسط هواداران کامران نجف زاده 

 

کامران نجف زاده و گفتگوی اختصاصی با سید حسن نصر الله ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 تیر1390ساعت 22:54  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

هرمز آنلاین

 از پایگاه خبری و تحلیلی هرمزگان

  
عکس: کامران نجف زاده در مراسم بیت رهبری

 

لینک های مرتبط :

افتاب : دعایی و کامران نجف زاده در بیت رهبری مراسم شهادت حضرت فاطمه(س)

جهان نیوز

 

 لطفا در   (وب سایت شخصی کامران نجف زاده ) کامنت بگذارید

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 خرداد1390ساعت 12:11  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

دانلود مستند نرگس کامران نجف زاده

مستند نرگس ساعت هشت و سی دقیقه از شبکه دوم سیما به روی آنتن رفت.

 کامران نجف زاده خبرنگار واحدمرکزی خبر به روستای «درودزن» در استان فارس سفر کرده و ماجرای سوختن کودکان روستایی در کلاس درس را به تصویر کشیده است.

این مستند چالشی در مدت زمانی نزدیک به ده دقیقه، عدم پرداخت دیه کودکان پس ازگذشت پنج سال و درخواست خانواده های حادثه دیده برای قرار گرفتن تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی را بررسی می کند.

گروه اعزامی واحدمرکزی خبر در این مستند، روایتگر تاخیرها و تعلل های بعضی مسوولین بومی و ملی و حتی برخی تلاش ها برای ممانعت از گفتگو با دانش آموزان سوخته روستایی است.

نکته : بعد از کلیک بر روی لینک دانلود ۵ ثانیه صبر کنید تا خودکار دانلود شود ( اینکار به دلیل دانلود زیاد است )

 

برای دانلود اینجا کلیک کنید

پسورد :  www.iranvij.ir  

منبع : پارسا پرس

 


لینک های مرتبط :

نرگسی ها : وب سایت شخصی کامران نجف زاده

ایران ویــچ

ندای انقلاب

 آپارات - مستند نگار

شگــفت

 

 لطفا در   (وب سایت شخصی کامران نجف زاده ) کامنت بگذارید

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 خرداد1390ساعت 12:3  توسط هواداران کامران نجف زاده 

با تشکر فراوان از خانم سیمین که این عکسها رو در اختیار ما قرار دادند :

 

 

 لطفا در   (وب سایت شخصی کامران نجف زاده ) کامنت بگذارید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت 21:19  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

ابوالهومن:باشو ديگر غريبه نيست.كوچك نيست.آشناي كودكان ديروز جنگ،مردي بزرگ با اندوهي بزرگ تر ،بر سنگفرش امروز خيابان هاي ماست.

 



 
 
 
دانلود مستند
 
 یا از اینجا دانلود کنید
 

کافه سیــنما : روایت کامران نجف زاده از دیدار با باشو

جهان نیوز : باشو به نجف زاده : همه شما پدر سوخته اید !

بـُرنا : غرق شدن باشو 

بازتاب اخبار : مستند باشو غریبه بزرگ

 میترا لبافی : بچه های سینمای ایران (گزارش نجف زاده از باشو یک کلوزآپ است)

 

    لطفا اینجا کامنت بگذارید   

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 خرداد1390ساعت 12:2  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

دانلود فیلم گزارش نجف زاده از معدن

 دانلود گزارش معدن در سایت تبیان

NajafZadeh

کامران نجف زاده از ساکنان مدار صفر درجه و معدن ذغال سنگی که مرد می سازد و گاهی خیلی نامردی می کند، روایت کرد. از چهره‌های کبود و سیاهی که حق و حقوق واقعی‌شان را با زبان بی زبانی طلب می‌کردند...

 

 لطفا در   (وب سایت شخصی کامران نجف زاده ) کامنت بگذارید

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اردیبهشت1390ساعت 21:4  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

گفتگو با كامران نجف‌زاده ، خبرنگار واحد مركزي خبر
18‌ماه در‌ قفس بودم
جام جم آنلاين: شايد در بين شما كساني هستند كه زماني يا در دوران جواني روياي خبرنگاري راديو و تلويزيون را در سر داشته و يا دارند تا به اين وسيله‌ بتوانند با افراد معروف و سرشناس مصاحبه كنند.

كامران نجف‌زاده از جمله خبرنگاراني است كه نه تنها مسوولان كشوري بلكه بسياري از فارسي زبانان او را مي‌شناسند. خبرها و گزارش‌هاي نجف‌زاده هميشه با حاشيه‌هاي فراواني همراه بوده است.

وي شهرتش را با گزارش‌هاي متفاوتي كه توليد كرد به دست آورد، البته پس از اين‌كه تحول در رويكرد برنامه‌هاي خبري ايجاد شد، بهتر توانست توانايي‌هاي خودش را به نمايش بگذارد و نوع جديدي از بيان گزارش و خبر را به نام خودش ثبت كند.

اين خبرنگار فقط فعاليت در ايران را تجربه نكرده بلكه به عنوان خبرنگار واحد مركزي خبر در كشورهاي مختلفي به فعاليت خبري پرداخته كه آخرين سفرش در فرانسه جنجال آفرين شد، چون دولت فرانسه نجف‌زاده را از اين كشور اخراج كرد.

پس از بازگشت او خيلي‌ها علاقه‌مند بودند كه بدانند نجف‌زاده در فرانسه چگونه كار خود را انجام مي‌داده و چرا از اين كشور اخراج شده است. در مصاحبه‌اي كه پيش‌رو داريد، نجف‌زاده به برخي از اين پرسش‌ها پاسخ داده است.

طبق شنيده ها، انگار از كودكي به كار نوشتن و خبرنگاري علاقه‌مند بوده‌اي، درست است؟

بله! از كودكي نقاشي، شعر و داستان‌هاي كوتاه كار مي‌كردم كه در دوران دبستان فعاليتم را در كيهان بچه‌ها آغاز كردم. پس از كيهان بچه‌ها در كيهان ورزشي مطلب مي‌نوشتم اين همكاري ادامه داشت تا زماني كه 18 ساله شدم و سردبيري نشريه آرمان را در سال 75 به عهده گرفتم.

پدر و مادرتان هم فعاليت هنري داشتند؟

پدرم نويسندگي مي‌كرد و از كشتي‌گيرهاي قديمي است، مادر هم كارمند بيمه ايران بود كه با به دنيا آمدن من خودش را بازخريد كرد و ترجيح داد پسرش را خودش بزرگ كند.

بنابر اين شما هم از كساني بوديد كه از مطبوعات به صداوسيما راه پيدا كرديد؟

سال 78 يكي از همكارانم در كيهان ورزشي من را به تلويزيون معرفي كرد. پس از اين‌كه امتحان دادم فعاليتم را در واحد مركزي خبر شروع كردم كه مدتي در كلاس‌هاي آموزشي بودم و حدود يك سال فقط با دقت، كارهاي همكارانم را زير نظر داشتم تا بتوانم از تجربيات آنها استفاده كنم. همزمان كتاب‌هايي هم نوشتم.

كارهاي مطبوعاتي را چه كرديد؟

به صورت همزمان در انجمن صنفي روزنامه‌نگاران و مدتي هم در روزنامه جام‌جم و چند نشريه ديگر فعاليت داشتم اما به جهت اين‌كه فشار كاري بسيار بالا بود و باوجود اين‌كه كار مطبوعاتي لذت فراواني داشت تنها فعاليت در تلويزيون را انتخاب كردم.

خبرنگاري در تلويزيون را چگونه تجربه كرديد؟

يك روز جمعه در واحد مركزي خبر بودم كه قرار شد گزارشي در خصوص مزاحمت‌هاي خريد و فروش خودرو در پونك تهيه شود، اما خبرنگار نداشتيم . همكاران تصميم گرفتند كه من اين گزارش را تهيه كنم. پس از اين‌كه گزارش را آماده كردم همه راضي بودند و از آن به بعد وارد اين عرصه شدم.

در آن مقطع چه عواملي باعث شد كه گزارش خوبي تهيه كنيد؟

در آن موقع دقت به چگونگي كار گزارشگران موفق. در واحدمركزي خبر در طول يك سال فقط گزارش‌ها را نگاه مي‌كردم. در اين مدت تجربه‌هاي خوبي كسب كردم اين موضوع خيلي موثر بود. البته تجربه‌هاي كاري‌ام در مطبوعات هم بي‌تاثير نبود.

شنيدم كسي برايتان مي‌نويسد و شما گزارش مي‌كنيد. اين موضوع صحت دارد؟

من از ابتداي كارم هميشه خودم براي گزارشم، مي‌نويسم و نوشته‌ام را تصوير مي‌كنم. شايعه درخصوص من زياد است اما مهم‌ترين موضوع اين است كه هيچ‌وقت به اين شايعات توجه نمي‌كنم. 2 سال قبل از انتخابات قرار بود به فرانسه بروم كه چون مراحل كار اعزام مهيا نبود به تاخير افتاد، اما زماني كه رفتم سايت‌هاي مختلف اخباري منتشر كردند كه نجف‌زاده هواي دولت را داشت كه به فرانسه رفت! بعضي ديگر هم عنوان كردند نجف‌زاده را به فرانسه فرستادند تا از دستش راحت شوند واقعا اين حرف‌ها برايم لطيفه و خنده دار است. هيچ‌وقت خودم را درگير شايعات نمي‌كنم.

با اين روحيه چه سوژه‌هايي را براي گزارش انتخاب مي‌كنيد؟

سوژه‌هايي كه فراگيري زيادي داشته باشد و براي مردم جذاب باشند. دوست دارم گاهي خط قرمزهاي خود ساخته را بشكنم...

در گزارش‌ها از كسي هم كمك مي‌گيريد؟

يكي هست كه شايد نخواهد اسمش را عنوان كنم و از قضا رئيس ما هم هست، خيلي ذهن ارتباطاتي روشني دارد بيشتر گزارش‌هاي ماندگار تلويزيون نتيجه نگاه اوست. محمد دلاوري ، هم خوشفكر است و خيلي وقت‌ها خيلي چيزها از او ياد مي‌گيرم.

چقدر منتقد گزارش‌ها و خبرهاي توليدي خودتان هستيد؟

ما در واحد مركزي خبر هر هفته جلسه مشترك داريم و در اين نشست‌ها گزارش‌هاي خبرنگاران پخش مي‌شود و نقد مي‌كنيم. اين كار باعث ارتقاي كارمان مي‌شود كه چطور به گزارش بپردازيم البته علاوه بر نشست‌هايي كه داريم واحد نظارت و ارزيابي واحد مركزي خبر فعاليت خبرنگاران را مدام مورد ارزيابي قرار مي‌دهد.

در حال حاضر واحد مركزي خبر را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

شاهد روند رو به رشد خلاقيت در واحد مركزي خبر هستيم. در چند سال اخير اتفاق‌هاي خوبي در حوزه خبر بخصوص در واحد مركزي خبر رخ داده. مستند‌هايي مثل «شاخص» و «روح‌الله» حتي بين رسانه‌هاي اروپايي هم از نظر نحوه كار و روايت و واكاوي تاريخي به مدل قابل تاملي تبديل شده است. در طول اين چند سال واحد مركزي خبر پيشرفت خوبي داشته است، نه تنها خبرنگاران بلكه دبيران و تصويربرداران هم توانايي‌هايشان را نشان داده‌اند. خروجي آنها قابل مقايسه با گذشته نيست.

يعني الان خبرنگاران ما سبك مشخصي دارند كه با نوع گزارش‌شان مشخص مي‌شود؟

خبرنگار دوست دارد كه اثرش مال خودش باشد و صاحب سبك باشد. به نظر من اكنون مرآتي، دلاوري، خانم لبافي و خيلي ديگر از دوستانم سبك دارند و نوع گزارششان مشخص است.

بيشتر گزارش‌هاي كدام يك از خبرنگاران واحد مركزي خبر را نگاه مي‌كنيد؟

گزارش‌هاي دلاوري، مرآتي، خانم لبافي، ميرسيدي و حالا الان اسم همه را بخواهم بگويم كه جا نمي‌شود!

قبل از اين‌كه وارد صدا و سيما شويد چطور؟

گاهي گزارش‌هاي نجف‌پور را نگاه مي‌كردم. نجف پور اولين كسي بود كه گزارش‌هاي چالشي توليد مي‌كرد و جذابيت خاصي داشت. اين گزارش‌ها سناريو نداشت و تكليفش در ميدان مشخص مي‌شد اما آخرش واقعا جذاب بود و خوب روي ميز تدوين ماجرا را جمع مي‌كرد.

در فرانسه كه بوديد بخش‌هاي خبري و نوع گزارش‌هاي خبرنگاران خارجي را بررسي مي‌كرديد؟

بخش‌هاي خبري را رصد مي‌كردم حتي هر شب نحوه پخش و نوع چينش خبرها را مي‌نوشتم و الان جزوه‌اي مفصل دراين باره آماده دارم. آنها با دقت دروازه‌باني خبر و موازي‌سازي و چينش‌هايشان را انجام مي‌‌دادند و كارشان را خوب بلد هستند.

در مدتي كه آنجا بوديد سعي كرديد از خبرنگاران آنها هم تقليد كنيد؟

ما شرقي هستيم و مخاطبمان با غربي‌ها متفاوت است اتفاقا معتقدم برخي از رسانه‌هاي كشورهاي غربي از نوع گزارش‌هاي ما تقليد مي‌كنند.

مثلا كدام رسانه از بخش‌هاي خبري ما تقليد كرده است؟

بعد از اين‌كه ما در 20:30 به سمت نرم خبر رفتيم و شكل جديدي از خبر را براي مخاطب اجرا كرديم بي‌بي‌سي فارسي از بچه‌هاي واحد خبر و پخش اخبار الگو گرفت و دقيقا همين سبك بيان را براي خواندن خبر انتخاب كرد.ما هم حتما چيزهايي از كار آنها ياد مي‌گيريم. دنياي رسانه است،من خيلي چيزها از خبرنگارهاي ايراني و خارجي ياد گرفتم.

آيا شرايطي پيش آمده كه خبرنگاران ايراني را با خبرنگاران فرانسوي مقايسه كنيد؟

ما نحوه چينش خبرمان بسيار متحول شده وسردبيرهاي هوشمندي داريم. واقعا نوع گزارش‌هاي خبرنگاران ما جهش خوبي داشته و واحدمركزي خبر حتي در شهرستان‌ها هم الگوهاي كاري حرفه‌اي به نمايش گذاشته است. با وجود اين‌كه خبرنگاران فرانسوي بهترين امكانات را دارند اما معتقدم در بسياري از موارد خبرنگاران ايراني از آنها موفق‌ترند.

چه شد كه به عنوان خبرنگار راهي فرانسه شديد؟

در سازمان صدا وسيما اعزام خبرنگار به خارج از كشور متداول است. گروهي از كارشناسان رسانه هستند كه امتيازات خبرنگاران را بررسي مي‌كنند و براساس معيارهاي رسانه‌اي و ارتباطاتي خبرنگاران را براي اعزام به يك كشور، مشخص مي‌كنند. من هم براي اعزام به خارج همين روال را طي كردم.

زماني كه مشخص شد به فرانسه اعزام مي‌شويد اطلاعات لازم درخصوص فرانسه و سوژه‌هاي مورد نظرتان را جمع‌آوري كرديد؟

من تا روزهاي آخر در واحد مركزي خبر كار مي‌كردم و فرصت اين را نداشتم، اما زماني كه وارد فرانسه شدم از كريمي خبرنگار قبلي واحد مركزي خبر در فرانسه اطلاعاتي گرفتم. فرانسه تجربه‌هاي خيلي خوبي برايم داشت. دوست دارم تجربه‌هاي خوب و بدم را به صورت يك كتاب منتشر كنم.

كارتان را در فرانسه چطور شروع كرديد؟

نجف‌زاده: من در فرانسه فقط يك خبرنگار بودم و هيچ‌ وقت‌ هم ‌نيمه ‌خالي ‌ليوان ‌را ‌رصد ‌نمي‌كردم. اتهام‌هايي ‌مثل ‌تهيه ‌گزارش ‌«ن‍ژادپرستانه» هم نشان مي‌داد دستشان خالي‌است

سعي كردم با خيلي‌ها از جمله ايراني‌هاي مقيم فرانسه، روزنامه‌نگاران، دانشجويان و انديشمندان ارتباط برقرار كنم. ارتباط‌هاي خوبي با دفتر رايزني فرهنگي به خصوص دكتر طباطبايي داشتم كه به باورم نخبه‌اي است. هر روز صبح كه به دفتر مراجعه مي‌كردم تا لحظه‌هاي پاياني شب مشغول كار بودم. گزارش‌هاي خبرنگاران فرانسوي در ايران را مورد بررسي قرار مي‌دادم تا متوجه شوم آنها دنبال چه سوژه‌هايي هستند و چه نوع گزارش‌هايي را از ايران تهيه مي‌كنند. هيچ وقت به اين فكر نكردم كه دارم به جايي مي‌روم تا استراحت و تفريح كنم و روز را شب كنم و ايام را به‌كام بگذرانم. من به عنوان نماينده ميليون‌ها نفر در فرانسه بودم كه بايد از منافع كشورم دفاع مي‌كردم. در طول يك سال حدود 100 مستندساز فرانسوي وارد ايران شدند و بيشتر مشكلات كشورمان را منعكس كردند، پس من نبايد آنجا بيكار مي‌نشستم. با وجود اين‌كه كارت خبرنگاري نگرفته بودم و تنها برگه‌اي كه مجوز تهيه خبر به مدت 3 ماه از مجلس و كاخ اليزه را در اختيار داشتم اما گزارش‌هايي همچون نيروگاه هسته‌اي اوريدف كه 50 درصد سهامش متعلق به ايرانيان است را تهيه كردم.

بعد از گذشت 3 ماه كارت خبرنگاري به شما دادند؟

نه، 3 ماه گذشت اما كارت خبرنگاري و كارت اقامت به من ندادند. حتي به من اجازه ندادند كه به ايران و حتي كشورهاي حوزه شينگن بروم، اما درها را نيمه باز گذاشته بودند، نه مي‌گفتند كار نكن و نه مي‌گفتند كار بكن. مدل بامزه‌اي دارند.

مگر شما براساس پروتكل دوجانبه و با هماهنگي وزارت كشور و وزارت خارجه فرانسه اعزام نشديد؟

طبق پروتكل وارد فرانسه شدم. من با سخنگوي وزارت امورخارجه فرانسه صحبت كردم و مشكلاتم را برايش گفتم، اما او در مقابل حرف‌هاي من فقط سكوت مي‌كرد البته در اين مدت با سفارت كشورمان در فرانسه هم بارها صحبت كردم با زحمات دوستان بود كه نهايتا خروجي كار اين شد كه ديديد!

چه اتفاقي افتاد كه شما را اخراج كردند؟

نامه‌اي به من دادند كه در آن نوشته بود بايد خاك فرانسه را ترك كنم. در ادامه همين نامه اتهاماتي قيد شده بود كه من با گزارش‌هايم نظم عمومي فرانسه را برهم زده‌ام و در برابر دولتشان ايستادم! واقعا برايم خنده‌دار بود.

واقعا كاري نكرده بوديد كه باعث اخراجتان شود؟

من در فرانسه فقط يك خبرنگار بودم و هيچ‌وقت هم نيمه‌خالي ليوان را رصد نمي‌كردم. اتهام‌هايي مثل تهيه گزارش «ن‍ژادپرستانه» هم نشان مي‌داد دستشان خالي‌است. وقتي آقاي معصومي‌نژاد را در ايتاليا بازداشت كردند اتهاماتي همچون داشتن سلاح و دوربين ديد در شب را به او وارد كردند، اما فرانسوي‌ها مي‌دانند من يك خبرنگار بودم و كارم را مي‌كردم. درستش هم همين است.

پس چه دلايلي باعث شد كه شما اخراج شويد؟

مسوولان دولت فعلي فرانسه مشاوراني دارند كه برخي‌هايشان اعضاي گروهك‌هاي ورشكسته‌اي هستند كه دستشان به خون هزاران ايراني آلوده است. آنها قدرت تحليل ندارند و از فضاي ايران دورند و به همان شيوه‌هاي چند دهه قبل عمل مي‌كنند به خاطر همين نمي‌توانند تصميمات مناسبي درخصوص ما بگيرند و اطلاعات درستي هم به سياستمداران فعلي فرانسه براي مشاوره نمي‌دهند.

به اخراجتان اعتراض نكرديد؟

به كميسارياي پليس گفتم شما براي اين اتهامات هيچ سندي نداريد، اگر گزارشي ناراحتتان كرده بود بايد هشدار مي‌داديد و بعد هم اجازه دفاع به من بدهيد.گفتم مطمئن باشيد با اين كار الگوي خوبي از برخورد فرانسوي‌ها با يك خبرنگار نشان نداديد و اين كار بازتاب جالبي در افكار عمومي برايتان نخواهد داشت. گفتم دموكراسي‌تان به شعر مي‌ماند... كه در قافيه‌اش مانده باشيد...

دستگاه ديپلماسي ايران به اخراج شما اعتراضي نكرد؟

من انتظار داشتم حداقل سخنگوي وزارت خارجه كشورمان موضعي در مقابل اين اقدام بگيرد و حرفي بزند اما هيچ اتفاقي نيفتاد. از نگاه من دستگاه ديپلماسي كشورمان در اين خصوص بايد بهتر عمل مي‌كرد. در حالي كه من بارها مشكلاتم را با سفارت ايران در پاريس در ميان گذاشتم و حتي آقاي متكي و صالحي مي‌دانستند چقدر محدوديت كاري دارم. شايد هم تلاششان را كرده‌اند. اگر با خبرنگار آنها 18 ماه اينطور برخورد كنند خدا مي‌داند چه الم شنگه‌اي راه مي‌اندازند.

در برخي از سايت‌ها خواندم كه در پي اخراج جي دشموخ سردبير خبرگزاري فرانسه از جمهوري‌اسلامي ايران اقدام دولت فرانسه در اخراج من، نوعي تلافي‌جويي بوده است. آقاي دشموخ كاري كرده بود كه خط قرمز‌هاي ايران را شكسته بود، واقعا در جريان ماجرا نيستم اما احتمالا مسائل امنيتي‌اي هم در كار بوده است. مهم‌تر اين‌كه آنها از اول با من مشكل داشتند. 18 ماه مرا دچار هزار دردسر كردند. من حتي گواهينامه رانندگي هم نداشتم. افتاده بودم در يك قفس و البته خبرنگار در قفس هم مي‌تواند كار كند اگر بخواهد.

فكر مي‌كنيد تا چه اندازه وزارت خارجه بر نحوه فعاليت خبرنگاران كشورمان در خارج از ايران تاثيرگذار است؟

خبرنگاراني كه در كشورهاي ديگر فعاليت مي‌كنند تنها حاميشان سفارتخانه‌هاي ايران در آن كشور است. اگر ديپلماسي فعال و پويايي دراين‌خصوص نداشته باشيم نبايد انتظار داشت خبرنگار گزارش‌هاي خوب، دقيق و با‌كيفيتي ارسال كند چرا كه خبرنگار مخصوصا در كشورهايي كه روابط مطلوبي با ايران ندارند نياز به حامي دارد. همان‌گونه كه در حال حاضر خبرنگاران خارجي در كشور ما با حمايت سفارتخانه‌هايشان ارتباط برقرار مي‌كنند، از مسائل مختلف گزارش مي‌گيرند و مصاحبه جور مي‌كنند.

براي اين‌كه خبرنگاري به خارج از كشور اعزام شود چه معيارهايي بايد داشته باشد؟

شايد اولين موضوعي كه مطرح مي‌شود تسلط كامل خبرنگار بر زبان انگليسي و زبان كشور مقصد باشد اما من مي‌گويم تنها اين موضوع اهميت ندارد چون امكان دارد يك مترجم براحتي اين مشكل را براي خبرنگار حل كند. مهم‌ترين موضوعي كه بايد مورد توجه باشد توانايي‌هاي فردي خبرنگار است، خبرنگار بايد هوش خبري داشته باشد، موضوعات مختلف را واكاوي، تحليل و بررسي كند تا بتواند بهترين خبرها و گزارش‌ها را تهيه كند.

شما خبرنگار فعال و پويايي هستيد. براي گفت‌وگو با رئيس جمهور فرانسه اقدامي كرديد؟

براي رئيس جمهور فرانسه نامه نوشتم اما هيچ‌وقت تقاضاي من براي گفت‌وگو را نپذيرفت اما در مقابل رئيس‌جمهور ما درخواست‌هاي آنها را براي گفت‌وگو مي‌پذيرد.

بعد از اين‌كه كارت خبرنگار به شما ندادند پس چگونه فعاليت خبري مي‌كرديد؟

به گفته وزارت خارجه فرانسه من اجازه نداشتم به كاخ اليزه و مجلس و سناي فرانسه بروم اما در سطح شهر مشكلي برايم پيش نياوردند. از كمترين فرصت‌ها استفاده مي‌كردم، گزارش‌هاي مختلفي از ماجراي‌هاي خون‌هاي آلوده به ويروس ايدز تا گاو بازي در يكي از شهر‌هاي فرانسه و اشياي عتيقه دزدي ايراني در موزه لوور تهيه كردم.

يادم هست درگزارش‌هايي كه مي‌فرستاديد از دولت هم به بهانه‌هايي انتقاد كرديد؟

انتقادم به گمان خودم انتقاد سازنده بود. نقد هم اصولي دارد كه توضيح آن در اين مجال نمي‌گنجد. به طور مثال اشتباه رئيس فدراسيون باعث شكست تيم‌ آنها شد و اين شكست باعث شد او استعفا بدهد. من در گزارشم گفتم بهتر است از اينها ياد بگيريم يا وقتي آنها نماينده‌هاي مجلس را كه در ورود به مجلس تاخير داشتند، جريمه كردند در گزارشم گفتم خوب است مسوولان كشور ما هم از اين روش‌ها استفاده كنند. در مورد بركناري يك مقام دولتي فرانسه بعد از پايان سفرش گزارش گرفتم و از رئيس‌جمهور‌ خودمان براي شيوه بركناري وزير خارجه انتقاد كردم.

چند گزارش در طول 18 ماهي كه در فرانسه بوديد ارسال كرديد؟

به طور ميانگين در طول هر ماه 25 گزارش مي‌فرستادم.

همسرتان با اتفاقاتي كه براي شما افتاد عكس‌العملي نشان نداده يا باعث نارحتي‌اش نشده است؟

همسرم چون روزنامه‌نگاري كرده با اين فضاها آشنايي كاملي دارد و شرايط كار و فراز و نشيب‌هايش را مي‌فهمد.

الان مشغول چه كاري هستيد؟

مستندسازي را در واحد مركزي خبر تجربه مي‌كنم. بعد از بازگشتم از فرانسه خيلي موقعيت‌هاي ديگر هم پيشنهاد شد اما از اين كارها خوشم نمي‌آيد. دوست ندارم قاطي پست‌ها و بازي‌هاي سياسي شوم. من يك خبرنگارم و بس.كار كردن در واحدمركزي خبر هم لذتبخش است.

علاقه‌مندان به خبر بايد از كجا شروع كنند؟

باشگاه خبرنگاران جوان هست و بسياري از خبرنگاران از باشگاه، كارشان را شروع مي‌كنند علاوه براين واحد مركزي خبر مدام تست مي‌گيرد.

و حرف آخر؟

من واقعا شرمنده مردم هستم. هميشه مردم به من لطف داشتند و نمي‌دانم بايد چطور محبتشان را جبران كنم. اميدوارم فقط بتوانم حرف دلشان را در گزارش‌هايم مطرح كنم و اگر كوتاهي‌ كرديم و گلايه‌اي دارند بر ما ببخشايند... . هزار جهد بكردم كه سر عشق بپوشم ‌/‌ نبود بر سر آتش ميسرم كه نجوشم...

فرشيد قره‌لي

جام‌جم

 

روزنامه جام جم / همین صفحه مصاحبه

      لطفا اینجا کامنت بگذارید   

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اردیبهشت1390ساعت 22:10  توسط هواداران کامران نجف زاده 

سارکوزی، کامران نجف زاده را از پاریس اخراج نکرد!

اشاره گفت و گو: امروز در منزل “تقی دژاکام” بعد از سالها دوری کامران نجف زاده را نه از پاریس که از نزدیک دیدم… یادش به خیر، اولین باری که کامران را از نزدیک دیدم، تحریریه کیهان بود؛ “صفحه مدرسه”. فکر کنم با کامران هم سنم اما او از من شاید ۲ سالی در کیهان قدیمی تر بود. عاشق مینی مال هایش بودم که در صفحه ۱۴ می نوشت. خوب بلد بود قصه بگوید. سبک نوشته هایش بی شباهت به “جلال” نبود و جملاتش خیلی زود و چکشی ختم به “نقطه” می شد. همان را می نوشت که می دید، و چون خوب و با چشمانی باز می دید، خوب هم می نوشت. ساده و صمیمی و مختصر و مفید. قلمش انگار قدم می زد میان دردهای مردم. گاهی هم صادقانه دعواهای کوچه بازاری شان را می نوشت که از کوره در می رفتند؛ مثل آن راننده تاکسی یکی از قصه هایش که از فرط عصبانیت به طرف مقابلش گفت: “خیلی گوسفندی”!… و من هنوز بعد از این همه سال یادم هست و یادم هست  نوشته هایش را که می خواندم فکر می کردم سن نویسنده بیشتر از این حرفهاست اما اول بار که کامران نجف زاده را در تحریریه کیهان دیدم، طرف حسابم جوانی بود محجوب، از خودم خجالتی تر که به جای زبان، با چشمانش حرف می زد، اما همین که من پای ثابت تحریریه کیهان شدم، کامران راهی رسانه ملی شد و اگر بگویم گزارش های بعضا آبکی صدا و سیما را با هنرنمایی خود تکان داد، به گزاف سخن نگفته ام. همه راز موفقیت کامران نجف زاده به نظر من خلاصه در این می شود که کامران قصه گوی خوبی است. حتی رسمی ترین گزارش هایش رنگ و بوی داستان دارد. اینکه سارکوزی گوسفند، کامران را تحمل نمی کند، به خاطر همین هنر خاص نجف زاده است. کم و بیش هستند کسانی که از پاریس گزارش ارسال می کنند، اما کامران در گزارش هایش حرفه ای گری می کرد و به جای صدور بیانیه، قصه تعریف می کرد. حکم نمی داد، داستان می گفت. حتی “گزارش” نمی داد، “مستند” ارائه می کرد. به سهم خود از جناب نیکلا تشکر می کنم که باعث شد بعد از سالها دوری کامران عزیز را از نزدیک ببینم. برج آزادی هیچ کم از برج ایفل ندارد. حتی جماران بسیار زیباتر از نوفل لوشاتوست. کوچه پس کوچه های تنگ گلوبندک، هیچ کم از خیابان های مهد دموکراسی ندارد. اصلا پاریس لیاقت کامران نجف زاده را ندارد. با این همه در حیرتم… مات و مبهوت از وزارت خارجه و سخنگویش که چرا برای اخراج کامران از دیاری که ادعای روشنفکری دارد، هیچ نکردند و هیچ نگفتند. بر عکس این اتفاق افتاده بود، الان ما باید از عالم و آدم معذرت می خواستیم. پاریس را نمی گویم، کاش در همین جمهوری اسلامی، کامران نجف زاده، اندازه کریستین امان پور که ایام فتنه در خیابان های تهران به اسم گزارشگری، جاسوسی می کرد، حرمت داشت. من به ۳ دلیل از کامران خوشم می آید. یکی اینکه دوست من در صفحه مدرسه کیهان بود. دیگر اینکه سرباز خوشفکر انقلاب اسلامی است و در سفر پاریس، سفیر آرمان های جمهوری اسلامی بود. دلیل سوم این است که کامران به شدت کارش را بلد است. صرف نظر از تعهد، کامران متخصص کار خودش است. صرف نظر از مسائل سیاسی، باز هم کامران نجف زاده قابل احترام است. کامران نجف زاده شان گزارش های خبری و تحلیلی رسانه ملی را چند پله ارتقا داد و اگر بنا به ژست های روشنفکرانه باشد، همگان با هر گرایش سیاسی باید به کامران دست مریزاد بگوییم، که نمی گوییم چون کامران نجف زاده، کریستین امان پور نیست… دلم نمی آید اشاره این مصاحبه را به این زودی تمام کنم. حرفها دارم: مسئولان ارشد انرژی هسته ای کشور، “مهدی محمدی” را هم به زحمات شبانه روز خودش بدهکارند و هم به حاج حسینین شریعتمدار و صفار که حرفه ای گری کردند و در کیهان، “صفحه مدرسه” را راه اندازی کردند. بخشی از ارباب فرهنگ و رسانه کشور، “صادق مهدی غفرانی” را هم به زحمات خودش بدهکارند و هم به کیهان… اما نه قدر آن دانسته می شود و نه قدر این که با یک “پیامک” ملتفت می شود از “برنا” کنار گذاشته شده است. نام بخواهم ببرم از این جوانان، زیادند. یکی همین مازیار بیژنی. کاریکاتوریست و طراحی که از دوست بیشتر ضربه خورده است تا دشمن، و اگر از جبهه مقابل بود، تا الان از او یک بت ساخته بودند. یکی همین محمدرضا کائینی که مجله وزین “یادآور”ش با تحسین رهبر انقلاب روبرو شده است. در دوره ای که مکتب سازی مد شده است، قطعا درست نیست سخن از “مکتب کیهان” برانم، اما کیهان با مدیر مسئولی حاج حسین آقا مدرسه ای است که از دل آن برای انقلاب اسلامی، چه بسیار که “هنرمند متعهد” بیرون آمده است. من اصلا کاری با انقلاب اسلامی نداشته باشم، شریعتمداری قابل ستایش است، چون در کنار همه محسنات دیگرش، حرفه ای ترین روزنامه نگار عصر ماست. استاد عزیزم دو سه روز پیش “یادداشت امروز”ی در نقد جریان انحرافی، تفرقه بیانداز، ضد ولایت فقیه، ضد روحانیت، ضد مرجعیت، ضد صداقت، ضد همت مضاعف، ضد جهاد اقتصادی، ضد مصباح، ضد اسلام و صد البته ضد ایران “مکتب ایرانی” نوشت که من فقط تیترش را خواندم. این تیتر به قدری حرفه ای بود که اصلا نیازی ندیدم مابقی مطلب را بخوانم. تیتر این بود: “ظهور نزدیک است یا انتخابات”؟!… گمانم حاج حسین آقا پایین این تیتر، هیچ چیز هم نمی نوشت، همه حرفش را در ۵ کلمه زده بود. چه ولایت فقیه را قبول داشته باشیم و چه قبول نداشته باشیم، آزاده بودن ما کافی است تا جنبش سبز، کیهان را بخواند به قصد آموزش روزنامه نگاری. منتهی ما با جماعتی طرفیم که بی دینی اش، پیش آزاده نبودنش، هیچ است. کامران نجف زاده اگر فقط یک انسان باشد، جنبش سبز باید از او حمایت می کرد. گمانم اما جنبش سبز، جنبش حمایت از حیوانات است که کامران نجف زاده را به نیکلا سارکوزی گوسفند می فروشد. من البته یادم رفت که رهبر حکیم انقلاب تذکر داده بودند ما فرزندان خود را که ناسزا نگوییم. قطعا گوسفندان، هوس باز نیستند، اما سارکوزی به اعتراف خود فرانسوی ها هست. چراگاه هیچ گوسفندی را آمریکا و اسرائیل تعیین نمی کند، اما سارکوزی قصه اش فرق می کند. من از همه گوسفندان معذرت می خواهم. روی سخن من با کسانی است که آدم اند، آدم!… روی سخن من با وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی و با صدا و سیمای همین نظام است. کامران نجف زاده را سارکوزی از پاریس اخراج نکرد، شما او را از یک فرصت مسلم برای نمایش دروغ های غرب اخراج کردید. سارکوزی دارد کار خودش را می کند؛ شما کارتان را بلد نیستید. شما در کارتان حرفه ای نیستید، چرا که شما در بهترین حالت، کارمند جمهوری اسلامی هستید، نه سرباز انقلاب اسلامی. شما بلد نیستید توپ را بیاندازید در زمین حریف. شما دقیقا عین قوه قضاییه کشور بورکینافاسو هستید. شما دقیقا مثل سازمان تبلیغات اسلامی کشور چین تایپه هستید. مثل مجلس شورای اسلامی کشور گینه. مثل شهرداری تگزاس. مثل دولت زمان اسفندیار شاهنامه. مثل مجمع تشخیص مصلحت افغانستان. شما دقیقا مثل هم هستید. با وجود شما دلیلی نمی بینم که رهبر کشور جمهوری اسلامی “این عمار” نگویند. فتنه شد که “علی” را از تخت پایین بکشند و جمهوری اسلامی را سرنگون کنند، حالا تمام خروجی نشست خبری سخنگوی قوه قضائیه یکی از کشورهای کره مریخ، خلاصه شده در محاکمه یک سی دی، یک دی وی دی، یک هندی کم، یک بلوتوث، یک بچه لوس، یک آفتابه دزد، یک گربه ملوس، یک بی تربیت، یک دزد، یک آدم بد، یک اوا خواهر، یک فوتبالیست، یک ۲ جنسه، یک گلدکوئیست، یک چیزتانچیزسیالیست، چند نفر واحد شمارش شتر، یک چشم چران، یک مطلقه، یک الاغ، یک تماشاگرنما، یک قاچاقچی، یک گاری چی، یک نمی دانم چی چی… و چند فروند اسی سگ دست!… قوه قضائیه کشور زامبیا اگر می خواهد نهایت عدالت و اوج قدرت خود را به مردم دیگر ملل دنیا و نیز ملت خودش ثابت کند، با یکی از اعضای “آل الفتنه” برخورد کند… “تلقی عدالت تفسیر این ۲ حرف است؛ با فائزه مدارا با تخم مرغ دزد خشونت”… آهای ملت! ندانم کاری بعضی از مسئولان نظام در همین بحث کامران نجف زاده را نگاه کنید؛ در مقیاس بالاتر دقیقا همین طور کشور را اداره می کنند که رهبر “این عمار” می گویند. کامران نجف زاده بیش از آنکه مصداقی از نبود آزادی در کشور مهد آزادی باشد، نمونه ای عینی از ندانم کاری مسئولان محترم یکی از کشورهای منطقه است… هی کامی! باور کن می ترسم وبلاگم فیلتر شود! تو را اگر آنجا دشمن تحمل نکرد، نبودی ببینی که اینجا دوست با ما چه کرد. تو هنوز در پاریس بودی، که مسئولان قوه قضاییه “قطعه ۲۶″ را همراه چند وبلاگ دیگر فیلتر کردند که چرا به آنها گفتیم با سران فتنه برخورد کنند!… هی کامی! الان چندی است که فائزه هاشمی از نظام مقدس جمهوری اسلامی، از خون شهدا، از اصل ولایت فقیه و از همه چیز حتی از خمینی و خامنه ای مقدس تر شده است… مراقب گزارش های بعدی ات باش که اینجا اخلاق نسبی است؛ فائزه هاشمی می تواند مرگ بر اصل ولایت فقیه بگوید و به آشوبگران عاشورا پول بدهد و دم به ساعت ساندویچ بخرد و به ریش شهدا بخندد، اما کسی نمی تواند به مهدی هاشمی از گل نازک تر بگوید… خوش آمدی کامی جان! از پاریس به دیاری که در آن آزادی برای همه هست الا بچه حزب اللهی ها… گنده تر از دهانت صحبت کنی، دوباره شوتت می کنند بغل سارکوزی!

 

متن گفت و گو به زودی . . .

لینکهای مرتبط : یاسر

 

و یک تبریک کوچک به مناسبت تولد ۴ سالگی امیرکیان ، گل پسر کامران نجف زاده تولدت مبارک امیرکیان عزیز 

      لطفا اینجا کامنت بگذارید   

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 فروردین1390ساعت 23:46  توسط هواداران کامران نجف زاده  | 

دبيركل سازمان گزارشگران بدون مرز:
از اخراج نجف‌زاده از فرانسه شگفت‌زده شدم
جام جم آنلاين: ژان فرانسوا ژولپار، دبير كل سازمان گزارشگران بدون مرز درباره‌ اخراج كامران نجف زاده از فرانسه اظهار نظر كرد و گفت از اين اقدام شگفت‌زده شده است.

به گزارش ايسنا، دبير كل سازمان گزارشگران بدون مرز در پاسخ به پرسشي درباره‌ اخراج كامران نجف زاده ، خبرنگار صدا و سيما از فرانسه، گفت: سال ها است كه من در اين سازمان كار مي‌كنم و چنين چيزي را شاهد نبوده‌ام.

وي ادامه داد: من از اين اخراج شگفت زده شدم؛ معتقدم اين اقدام درستي نبوده است.

در پي اخراج كامران نجف‌زاده از فرانسه كه اوايل فروردين ماه امسال اتفاق افتاد، رييس سازمان صدا و سيما با اين خبرنگار واحد مرکزي خبر ديدار كرد و گفت: عملکرد حرفه‌اي، تأثيرگذار و باورپذير صدا و سيما نظام سلطه رسانه‌هاي استبدادي را دچار تزلزل و آشفتگي کرده است به همين دليل نيز دولت سارکوزي عليرغم تمامي ادعاها، يک خبرنگار مستقل را بدون هيچ گونه تذکر قبلي اخراج مي‌کند.

مهندس ضرغامي اين اقدام غير اصولي دولت فرانسه را از مصاديق بارز نقض آشکار قوانين بين المللي دانست و با تقدير از کامران نجف‌زاده، عملکرد او را الگويي مناسب براي خبرنگاران صدا و سيما در خارج از کشور عنوان کرد.

در اين ديدار کامران نجف زاده هم گزارشي از وضعيت اسفبار حقوق بشر و آزادي بيان در دولت فرانسه ارائه داد.

      لطفا اینجا کامنت بگذارید   

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 فروردین1390ساعت 22:13  توسط هواداران کامران نجف زاده 

مكث
كدام مدارا؟ كدام تحمل؟
قدرداني ديروز رئيس سازمان صدا و سيما از كامران نجف‌زاده خبرنگار سرشناس واحد مركزي خبر مرهمي بود بر خاطر رنج‌ديده همه خبرنگاران و وجدان‌هاي بيدار عرصه اطلاع‌رساني؛ چرا كه اخراج شدن يك خبرنگار به خاطر انجام وظيفه اطلاع‌رساني آن هم از جايي كه ادعاي دموكراسي و آزادي‌ و وجود بي‌قيد و شرط جريان آزاد اطلاعات را دارد، براي همه اهالي خبر چه پديدآورندگان و چه مخاطبان دردناك و البته تامل‌برانگيز است. روابط ايران و فرانسه قدمتي بيش از 230 سال دارد و مسلما مردم و افكار عمومي دو طرف هرگز نمي‌پسندند كه يك فرستاده خبري به جرم حرفه‌اي بودن و خوب كار كردن در محل كار خود محدود شده يك روز از رفتن به پارلمان منع شود يك روز از حضور در كاخ اليزه، روز ديگر اجازه سفر به بيرون فرانسه از او سلب شود و سرانجام هم حكم اخراج بگيرد؛ آن هم از طرف دولتمرداني كه مدعي‌اند تحت حاكميت آنها بالاترين حد تحمل، دموكراسي، آزادي و جريان آزاد اطلاعات برقرار است.

حالا با اخراجي كه در مورد نجف‌زاده صورت گرفته اين سوال جدي پيش آمده ـ و البته پاسخ خود را هم يافته است ـ كه آزادي و تحمل و جريان آزاد براي چه كساني برقرار است و اصلا اين چه نوع دموكراسي و آزادي است كه صداي به فرض مخالف يا منتقد خود را تحمل نمي‌كند و باز هم مي‌خواهد شعار آزادي بيان و وجود دموكراسي بدهد؟ نجف‌زاده در طول مدت اقامت خود حتي 18 ماه اجازه سفر به ايران را نداشته، مدعيان آزادي و دموكراسي گويي قصد گروگانگيري داشته‌اند. باز هم خداوند را بايد شاكر بود كه كار به شكنجه و كتك به صورت روزانه و منظم نرسيده بوده است. واقعا كه نمره درخشاني در آزادي و دموكراسي ادعايي غربي و اين بار فرانسوي حاصل آمده است. اگر بعضي‌ها در اين دنيا فقط پايبند نيمي از ادعاهاي خود باشند، آن‌گاه نبايد شاهد اخراج حتي يك خبرنگار و نماينده افكار عمومي و وجدان‌هاي بيدار از هيچ كشور غربي و اروپايي باشيم. دولت فرانسه با اين زخمي كه به روح خبر و خبرنگاران وارد كرد حتي از ايتاليا ديگر همسايه اروپايي خود كه در ماجراي معصومي‌نژاد كارنامه و نمره بدي كسب كرد، نيز عقب‌تر رفت و بطلان ادعاهاي خود را بيشترآشكار ساخت. البته مي‌دانيم كه نجف‌زاده خوش‌روي ما دوباره با لبخندهايي كه رو به دوربين مي‌زند دل مدعيان دروغين تحمل و مدارا را خواهد سوزاند و همه اهالي خبر را خوشنود خواهد ساخت.

                                  جلال برزگر / دبير گروه سياسي روزنامه جام جم

 لینک های مرتبط : ایـــسنا

  لطفا اینجا کامنت بگذارید  

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 فروردین1390ساعت 9:0  توسط هواداران کامران نجف زاده 

جام جم آنلاين: رئيس سازمان صدا و سيما در ديدار با کامران نجف زاده خبرنگار واحد مرکزي خبر که به تازگي از سوي دولت فرانسه اخراج شده است گفت: رسانه ملي در ميدان جنگ نرم به افسران بصير و شجاع نيازمند است.

به گزارش جام جم آنلاين به نقل از پايگاه اطلاع رساني حوزه رياست ،در اين ديدار که آقاي آخوندي معاون سياسي و آقاي بوالي رئيس واحد مرکزي خبر نيز حضور داشتند رئيس رسانه ملي با اشاره به عملکرد موفق حوزه سياسي و شبکه هاي خبري و برون مرزي سازمان گفت: عملکرد حرفه اي، تأثيرگذار و باورپذير صدا و سيما نظام سلطه رسانه هاي استبدادي را دچار تزلزل و آشفتگي کرده است به همين دليل نيز دولت سارکوزي عليرغم تمامي ادعاها، يک خبرنگار مستقل را بدون هيچگونه تذکر قبلي اخراج مي کند.

آقاي ضرغامي اين اقدام غير اصولي دولت فرانسه را از مصاديق بارز نقض آشکار قوانين بين المللي دانست و با تقدير از کامران نجف زاده عملکرد ايشان را الگويي مناسب براي خبرنگاران صدا و سيما در خارج از کشور عنوان کرد.

در اين ديدار کامران نجف زاده گزارشي از وضعيت اسفبار حقوق بشر و آزادي بيان در دولت فرانسه ارائه داد.

 

لطفا اینجا کامنت بگذارید  

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 فروردین1390ساعت 21:30  توسط هواداران کامران نجف زاده 

 

۱. مبل ها یا پشتی های سنتی، این روزها محل تکیه افرادی است که گاهی در عید دیدنی  بحث های اجتماعی خاصی راه می اندازند ...

وقتی هم که  به ما خبری ها می رسند واویلایی است. احمدی نژاد که نقل مجلس عام و خاص است ، و خوب و بد  یارانه ها  و قبض آب و برق و پول بنزین ، مقام دوم را دارد .

٢.اما  اصلا فکرش را  نمی کردم  بعد از این مسائل ، محفل نوروزی امسال به سمت یکی از همکارانم، کامران نجف زاده سوق پیدا کند .

٣.اول خیلی ها با کنجکاوی می پرسیدند جریان چیست . منتقدانش حتی با تردید سوالاتی می پرسیدند و انگار دلشان نمی خواست انقدر هم اذیت شود . یعنی اینطوریش را نمی خواستند .

بعد که نجف زاده برگشت ، بحثها و سوالات خودجوش مهمانان ، شکل دیگری گرفت.

یکی گفت :در گفتگوی تلویزیونی اش خیلی  کوبنده صحبت کرد .

دیگری گفت : می گفت که بازهم برگردم همان گزارش ها را می سازم .

آن یکی گفت : کیف کردم ، حال این خارجی ها را گرفت .

یک کامنت هم از فرشید بود :من صمیمانه از دولت سارکوزی بابت عدم تمدید اقامت کامران نجف زاده تشکر می کنم....
آخه دلم براش خیلی تنگ شده بود...
  

و امروز که در تحریریه بودم کسی از سیستان و بلوچستان زنگ زد و گفت من که میدانم خودش شلوغ کرده است. از فرانسه  هم داشت به اینجا کنایه هایش را می زد .مملکت به وجود این افراد احتیاج دارد . عوضش پیش خودمان است.(نقل به مضمون)

۴.و من که مدتها ست عادت کرده ام نجف زاده را در درگیریهای خیابانی و سردابهای قرون وسطایی فرانسه پیدا کنم ، در آستانه سال نود اول از همه می فهمم  مردم برخلاف تصور،که فکرمیکنیم در ایام عید زیاد سراغ خبرها نمیروند ، همیشه اخبار را دنبال می کنند و به روز هستند .

 و می فهمم  که گاهی دست روزگار چه می کند نجف زاده در آخرین پست وبلاگش نوشت " چرا " و بدون اینکه منتظرش باشد امسال با یک  چرای بزرگ روبرو شد.

خب زندگی همین است دیگر، پر از فراز و نشیب وشک .

 ۵.به عنوان حسن ختام ، یک عکس از اولین روز ورود کامران نجف زاده به واحد مرکزی خبر می گذارم ،آن هم در جمع همکاران صادق تدوین ، کسانی که با  فریم به فریم گزارشهایش همراه بودند و بیشتر از هرکسی به یادش دارند.

و البته امروز  که با شوخی های رایج جامعه خبرنگاری همراه بود به هرحال روز خوبی بود .

چون برخلاف خیلی ها که مدام در گیر و دار توهم توطئه هستند و سیاست زده شده اند همکاران قدیمی نجف زاده خوب یادشان است که داستان از چه قرار بوده و هست .

راستی اگر مایل بودید یادداشت همین وبلاگ را که در سال ٨٨ در همین خصوص نوشته شد بخوانید.روی عبارت زیر کلیک کنید.

یک دقیقه سکوت رجیستورها نمی میرند

 

لطفا اینجا کامنت بگذارید  

+ نوشته شده در  شنبه 13 فروردین1390ساعت 12:21  توسط هواداران کامران نجف زاده 

 

جمعه، 12 فروردين 1390      4/1/2011 11:20:00 AM       كد خبر: 140136-->

 
مستند جنجالی "روز آخر" توسط خبرنگار صدا و سیما که به تازگی از فرانسه اخراج شده در حال تدوین است و قرار است به زودی آماده پخش شود.

به گزارش خبرنگار مهر، نجف زاده در این مستند که پس از اجبار به ترک خاک فرانسه و در طول چند ساعت ساخته شده مراحلی چون حضور در کمیساریای پلیس، متن نامه وزارت خارجه فرانسه و حتی صحنه هایی از اثاث کشی اش را تهیه و تدوین کرده است.

نجف زاده برای اولین بار در این مستند پرده از یک پرونده جنجالی نیز برداشته که به ماجرای کشته شدن چند دانشجوی ایرانی در زندان فرانسه و آزمایشهای خونی بر روی آنان می پردازد.

اسنادی که در این مستند ارائه خواهد شد نامه های دانشجویان ایرانی زندانی در زندان های فرانسه است که پیش از مرگ در نامه هایی به سفارت ایران در پاریس، خود را موش آزمایشگاهی مدعیان حقوق بشر می خوانند.
 
لینک های مرتبط :
 
 
 
 
 
 
 

                                           لطفا اینجا کامنت بگذارید  

 

+ نوشته شده در  جمعه 12 فروردین1390ساعت 11:50  توسط هواداران کامران نجف زاده 

ا استقبال اصحاب رسانه
نجف‌زاده وارد تهران شد
جام جم آنلاين: كامران نجف زاده خبرنگار واحد مركزي خبر پس از ترك پاريس، بامداد امروز در ميان استقبال اصحاب رسانه و برخي مديران سيما وارد تهران شد.

كامران نجف‌زاده خبرنگار واحد مركزي خبر كه در پي لغو اقامتش به دستور مستقيم نيكلا ساركوزي رئيس‌ جمهور فرانسه، اين كشور را به مقصد تهران ترك كرده بود، ساعت 02:15 بامداد امروز وارد فرودگاه بين‌المللي امام خميني(ره) شد.

در حاليكه هواپيماي حامل نجف زاده از فرانسه با تاخيري حدوداً بيش از دو ساعت در تهران به زمين نشست، برخي از خبرنگاران و اصحاب رسانه ازجمله علي اكبر جوانفكر مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور ، بوالي مدير واحد مركزي خبر، عابديني مديركل اخبار خارجي صدا و سيما و واحد مركزي خبر، دلاوري خبرنگار و مجري باسابقه سيما و مجري برنامه صرفاً جهت اطلاع، مرآتي و برخي از مديران فرودگاه بين المللي امام خميني(ره) از وي استقبال كردند.

 

منبع : روزنامه جام جم

لطفا اینجا کامنت بگذارید  

+ نوشته شده در  شنبه 6 فروردین1390ساعت 23:33  توسط هواداران کامران نجف زاده 

به گزارش واحد مرکزی خبر ، آلن گریش با اشاره به عملکرد مستقلانه نجف زاده و اطلاع از محدودیت هایی که برای وی ایجاد شده بود، تاکید کرد: متاسفم که بگویم روابط سیاسی دو کشور موجب این فشارها بر خبرنگار ایرانی شده است.

سردبیر لوموند دیپلماتیک در ادامه با یادآوری خاطرات خود از توانایی های روزنامه نگاران ایرانی افزود: اقدام دولت در مشکل زایی برای کامران نجف زاده غیر ضروری و کاملا اشتباه بود.

نجف زاده جمعه شب با پرواز مستقیم ایران ایر وارد تهران شد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 فروردین1390ساعت 22:5  توسط هواداران کامران نجف زاده  |